ذبيح الله صفا

1108

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ز اهل طبع گروهى مخالفت دارند * پَىِ تراجح اشعار حافظ و سلمان گروهى از فضلا متّفق كه اين بهتر * جماعتى دگر انكار مىكنند كه آن بنوك خامهء گوهر نثار سحر نما * بيان كنيد كزين دو كه را بود رجحان و جواب روح عطار اينست : نموده‌اند چنين مالكان ملك سخن * كه كرده‌اند مسخّر جهان بتيغ بيان به اين كمينه كه از پير فكر خويش بپرس * كه نطق حافظ به يا فصاحت سلمان چو كردم اين سخن از پير عقل استفسار * كه اى خلاصهء ادوار و زبدهء اركان بگو كه شعر كدامين ازين دو نيكوتر * كه برده‌اند چنين گوى شهرت از ميدان جواب داد كه سلمان بدهر ممتازست * بلفظ دلكش و معنى بكر و شعر روان دگر طراوت الفاظ جزل حافظ بين * كه شد بلاغت او رشك چشمهء حيوان يكى بگاه بيان طوطيى است شكّربار * يكى بنظم روان بلبلى است خوش الحان ز برج خاطر اين ماه نظم رخشنده * ز درج فكرت آن لؤلوءِ سخن‌ريزان درين محاسن اخلاق چون عنب بربار * در آن فنون فضائل چو دانه در رُمّان يكى بگلشن نظمست سوسن آزاد * يكى بباغ لطائف چو لالهء نعمان يكى موافق طبع لطيف همچون عقل * يكى مناسب چشم شريف همچون جان هزار روح فداى دم چو عيسى اين * هزار جان گرامى نثار گفتهء آن 67 - ابن نصوح « 1 » خواجه فضل اللّه بن نصوح شيرازى استاد قرن هشتم هجرى در قصيده و غزل

--> ( 1 ) - در مآخذ ذيل ازو سخن رفته است : -