ذبيح الله صفا
1095
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بگذشته ز هجرت پيمبر * قافَين مكرّرش مكرّر افگنده ز سال طاويائى * وز ماه برو فزوده زائى گلگونهء نظم شدّ مُطَرّا * از چهرهء اين عروسِ عَذرا ناسخ منظومه در پايان آنچنين نوشته است : « قد تمّت الرسالة المنظومة الموسومة بمونس العشّاق الّتى اصلها للشّيح الكامل المحقّق شهاب الدّين عمر السهروردى المعروف بالمقتول و نظمها المولى المرحوم عماد الدين عربشاه اليزدى طاب ثراه و نوّر اللّه قبر مؤلّفها به حمد الله و منّه و عونه و حسن توفيقه و سلّم تسليما كثيرا و الحمد للّه رب العالمين » . از به كار رفتن عنوان « المولى » درين عبارت و نيز از شيوهء بيان عربشاه و اصطلاحات عرفانى كه باكمال اتقان استعمال كرده اين حدس قوّت مىيابد كه او شاعرى ساده و عادى نبوده و در صف بزرگان تصوّف و عرفان جاى داشته است . وقتى به اين نكته برسيم به ياد يك « خواجه عماد الدين » مىافتيم كه برادر « شيخ قطب الدين ابراهيم » از مشايخ صوفيهء يزد و از معاصران شاه شجاع و شاه يحيى بود و محمّد مفيد مستوفى « 1 » چندبار ضمن بيان حال قطب الدين مذكور از او ياد مىكند و از اشاراتش معلوم مىشود كه آن خواجه عماد الدين و برادرش قطب الدين هردو در صف مقدّم پيروان و ياران شيخ الاسلام شيخ زين الدين على بن محمود بنيمان مشهور به بابا شيخ على بيداخويدى « 2 » قرار داشتهاند و نيز از آن اشارات معلوم مىشود كه « خواجه عماد الدين » مذكور سفرى به « سمرقند و طرف ماوراء النهر » كرده بود . البته صرف اين تشابه اسمى كافى نيست كه ما عماد الدين عربشاه و اين خواجه عماد الدين برادر قطب الدين ابراهيم را يكى بدانيم ولى قرائنى هم كه ما را بچنين گمانى بيفگند كم نيست . چون ابياتى كه از منظومهء مونس العشاق نقل خواهيم كرد متضمن رموز و اشاراتى است بهتر آن ديده شد كه مطالب همان قسمت از مونس العشاق شيخ اشراق هم نقل
--> ( 1 ) - جامع مفيدى ، تهران 1340 ، ص 588 ببعد ( 2 ) - ايضا ص 594 ببعد در ضمن بيان احوال شيخ على بيداخويدى