ذبيح الله صفا

1092

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

64 - ابن معين مولانا فخر الدين يحيى بن معين شيرازى متخلص به « ابن معين » از فضلا و شعراى اواسط قرن هشتم بود . وى غزلهاى شيوا مىساخت و از اشعار او در جنگها ديده مىشود . از آن جمله سه غزل مطبوع از وى در مونس الاحرار ( ج 2 ص 986 و 1032 ) نقل شده « 1 » ، از اشعار اوست : « 2 » چه داند آن متنعّم وجود خفته بناز * كه من چگونه بسر مىبرم شبان دراز بنالد از غم من وحش اگر رسد سويم * بسوزد از نفسم مرغ اگر كند پرواز مرا چنين كه منم دوست هم علاج كند * طبيب عام چه داند علاج اهل نياز ز بيم آنكه بسوزد قلم ز دود دلم * بدوست نامهء دردم نمىكنم آغاز بشرع بر من مجنون نماز واجب نيست * كه فرق مىنكنم نام او ز عقدِ نماز كسى نماز نفرمايد اى مسلمانان * مرا كه قبله نمىدانم از جمالش باز زهى ز فرقهء خوبان بشاهدى مشهور * زهى ز جمع نكويان بدلبرى ممتاز درست گشت و حقيقت بنزد ابن معين * كه صبرم از رخ نيكو حكايتيست مجاز * * اى بر من از جمال تو هردم قيامتى * خود صورتى بود بچنين لطف و قامتى ؟ زلفت پى كدام نبى گشت معجزى ، * رويت پى كدام ولى شد كرامتى ؟ تا بوى زلف غاليه رنگت صبا شنيد * آوردش از مجالست گل شآمتى مائيم در وفا و رضاى تو تا ابد * هرچند نيست عهد ترا استقامتى ابن معين ز راه حقيقت درآ كه نيست * در عشق بر طريقِ مَجاز استدامتى

--> ( 1 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ، مرحوم سعيد نفيسى ، ص 217 ( 2 ) - نقل از مونس الاحرار ج 2 ص 1032 و 986