ذبيح الله صفا

1082

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

معروف به « آهوى وحشى » « 1 » و « ساقىنامه » و مقطعات و رباعيات . نخستين جامع ديوان حافظ محمّد گلندام است كه پيش ازين ذكر او و گفتارش دربارهء حافظ آمده است . بنابر تصريح گلندام حافظ بجمع‌آورى غزلهاى خود رغبتى نداشت ، و باآنكه گلندام در مجلس درس قوام الدين عبد اللّه بارها از همدرس خويش در اثناء محاوره تقاضاى جمع‌آورى آثارش را نمود بااين‌حال « آن جناب حوالت رفع ترفيع اين بنابر ناراستى روزگار كردى و بغدر اهل عصر عذر آوردى تا در تاريخ سنهء اثنى و تسعين و سبعمائة وديعت حيات بموكّلان قضا و قدر سپرد و رخت وجود از دهليز تنگ اجل بيرون برد » . بنابر آنچه از ظواهر امر معلومست حافظ صوفى خانقاه‌نشين نبود و باآنكه مشرب عرفان داشت در حقيقت از زمرهء علماى عصر و مخصوصا در شمار علماى علوم شرعى بود ، ولى همچنانكه پيش ازين گفتم از علم خود براى تشكيل مجلس درس استفاده نمىكرد بلكه از راه وظيفهء ديوانى ارتزاق مىنمود و گاه نيز بمدح سلاطين در قصايد و غزلها و مقطعات خود همّت مىگماشت و از صلات و جوايزى كه بدست مىآورد برخوردار مىشد ولى امرا و پادشاهان عهد و محيط زندگانى او چنان نبودند كه او را همواره از فوائد سخنش دلشاد دارند . دوران شاه شيخ ابو اسحق اينجو ( مقتول بسال 758 ) عهد بارورترى براى حافظ بود و به همين سبب افول ستارهء اقبال او شاعر را آزرده خاطر ساخت چنان كه چند بار از واقعهء او اظهار تأسف كرد و دو قطعهء زيرين را در بيان تاريخ قتل او سرود : بلبل و سرو و سمن ياسمن و لاله و گل * هست تاريخ وفات شه مشكين كاكل خسرو روى زمين غوث زمان بو اسحق * كه بمه طلعت او نازد و خندد بر گل جمعهء بيست و دوم ماه جمادى الاول * در پسين بود كه پيوسته شد از جز و بكُلّ « 2 »

--> ( 1 ) - الا اى آهوى وحشى كجائى * مرا با تست چندين آشنائى ( 2 ) - حروف بلبل و سرو سمن و ياسمن و لاله و گل مجموعا 757 است و حال آنكه تاريخ قتل شاه شيخ ابو اسحق را معمولا سال 758 نوشته‌اند .