ذبيح الله صفا
1079
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
او را بر همهء كسانى كه ديوانشان را تتبّع مىكرده برترى و رجحان داده است ؛ و گذشته ازين سنخ گفتار و تفكّراتش بحدّى در شعر فارسى تازه بود كه هيچيك از آن تقليدها و استقبالها اثرى در كار او نداشت . اين نكته را نبايد فراموش كرد كه عهد حافظ با آخرين مراحل تحوّل زبان فارسى و نيز واپسين مدارج تحوّلات فرهنگ اسلامى ايران مصادف بوده و ازينروى زبان و انديشهء او در مقام مقايسه با استادان پيش از وى بما نزديكتر و دلهاى ما با آنها مأنوستر است . اينست كه ما حافظ را خيلى زيادتر از شعراى خراسان و عراق درك مىكنيم و سخن او را به آسانى بيشترى درمىيابيم و طبعا بيشتر مىپسنديم ، خاصّه كه او علاوه بر همهء اينها در سخنورى سحّارى بىبديل است و شنونده را باآهنگ تركيبات لطيف و در همانحال پرطنين خود مسحور مىكند و خواه و ناخواه بدنبال خود مىكشاند . از اختصاصات كلام حافظ آنست كه او معانى دقيق عرفانى و حكمى ، و حاصل تخيّلات لطيف و تفكّرات دقيق خود را در موجزترين كلام ، و در همانحال در روشنترين و صحيحترين آنها بيان كرده است . بعبارت ديگر او در هر بيت و گاه در هر مصراعى نكتهيى دقيق دارد كه از آن به « مضمون » تعبير مىكنيم . اين شيوهء سخنورى البته در شعر فارسى تازه نبود ولى حافظ تكميلكننده و درآورندهء آن بپسنديدهترين وجه و مطبوعترين صورتست ، و موفقيتى كه درين راه براى او حاصل گرديد باعث شد كه بعد ازو شاعران در پيروى از شيوهء او در آفرينش « نكتهها » ى دقيق و ايراد « مضامين » باريك و گنجانيدن آنها در موجزترين عبارات ، كه از يك بيت و گاه از يك مصراع تجاوز نكند ، مبالغه نمايند و همين شيوه است كه رفته رفته بشيوع سبك معروف به « هندى » منجر گرديد . نكتهء ديگرى كه ذكر آن هنگام بيان اختصاصات شعر حافظ لازمست ، توجّه خاصّ اوست بايراد صنايع مختلف لفظى و معنوى در ابيات خود و اين توجه بحدّيست كه كمتر بيت از ابيات حافظ را مىتوان خالى از نقش و نگار صنايع يافت منتهى وى بحدّى در سخن نيرومند و در استخدام الفاظ توانا و در به كار بردن صنعتها چيرهدست است كه