ذبيح الله صفا

1076

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

* * ور باورت نمىكند از بنده اين حديث * از گفتهء كمال دليلى بياورم گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افگنم آن دل كجا برم « 1 » كمال الدين اسمعيل در قصيده‌يى گفته است : بگويم و نكند رخنه در مسلمانى * تويى كه نيست ترا در همه جهان ثانى كدام پايه در انديشه نصب شايد كرد * كه در مدارج رفعت نه برتر از آنى و حافظ گفته است : بيار بادهء رنگين كه يك حكايت راست * بگويم و نكند رخنه در مسلمانى . . . كدام پايهء تعظيم نصب شايد كرد * كه در مدارج « 2 » فكرت نه برتر از آنى « 3 » نزارى قهستانى گفته است : « 4 » باد بهار مىوزد بادهء خوشگوار كو * بوى بنفشه مىدهد ساقى گلعذار كو و حافظ گويد : گلبن عيش مىدمد ساقى گلعذار كو * باد بهار مىوزد بادهء خوشگوار كو نزارى گفته است : اى آفت جان ترك و تازيك * بىخواب و خور از تو دور و نزديك

--> ( 1 ) - شعر از كمال نيست بلكه از مسعود سعدست و كمال خود آن را در قصيده‌يى تضمين كرده است . رجوع شود به مقدمهء ديوان كمال الدين اسمعيل بتصحيح آقاى دكتر بحر العلومى ، تهران 1348 ص هفتاد و نه - هشتاد . ( 2 ) - در پاره‌يى از نسخ : مسالك ؛ و مسلم است كه ايراد « پايه » يعنى پلهء نردبان براى « مسالك » درست نيست . ( 3 ) - رجوع كنيد به مقدمهء ديوان كمال الدين اسمعيل بتصحيح آقاى دكتر بحر العلومى ( 4 ) - دربارهء تتبع عده‌يى از غزلها و مضامين نزارى بوسيلهء حافظ رجوع كنيد بمقدمهء آقاى دكتر مجتهدزاده بر ديوان نزارى قهستانى ( خطى ) .