ذبيح الله صفا

1077

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و حافظ گويد : اى بسته كمر ز دور و نزديك * بر خون تمام ترك و تاجيك نزارى گفته است : يار با ما نه چنان بود كه هربار دگر * ترك ما كرد ، گرفتست مگر يار دگر و حافظ گويد : گر بود عمر بميخانه روم باردگر * بجز از خدمت رندان نكنم كار دگر و همچنين در موارد ديگر كه حافظ غزلهاى خوب نزارى را پاسخ گفته است . و امّا تأثير اشعار سلمان در حافظ داستانى ديگر دارد ، و بحدّى شديدست كه بپايهء تأثير اشعار خواجو در حافظ نزديك مىگردد . علّت اين تأثير آنست كه سلمان هم مانند خواجو همعصرى از معاصران حافظ است كه احراز استادى او بر ظهور حافظ در شعر تقدّم داشته و مسلّما از جملهء مشاهيرى بود كه چون حافظ در جوانى آهنگ شاعرى كرد مىبايست او را مانند خواجو سرمشق كار خود قرار دهد و به همين سبب است كه حافظ از حيث شيوهء بيان در بسيارى از موارد خيلى بسبك سخن سلمان در غزلهايش نزديك مىشود تابجايى كه چند غزل از غزلهاى سلمان در ديوان حافظ وارد شده است « 1 » و با تتبّع در ديوان اين‌دو استاد بمواردى برمىخوريم كه از كثرت مشابهت سخن آن دو ، چه در معنى و چه در لفظ ، متحيّر مىشويم . سلمان گفته است : در ازل عكس لب لعل تو در جام افتاد * عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد و حافظ مىگويد : عكس روى تو چو در آينهء جام افتاد * عارف از خندهء مى در طمع خام افتاد سلمان گفته است : جام نمّام ز نُقل لب تو نَقلى كرد * راز سربستهء خُم در دهن عام افتاد

--> ( 1 ) - درين باب رجوع شود بمقدمهء ديوان سلمان ساوجى بتصحيح آقاى اوستا ، ص 61 - 64