ذبيح الله صفا
1075
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
خرّم آن روز كه از خطّهء كرمان بروم * دل و جان داده ز دست از پى جانان بروم و حافظ گويد : خرّم آن روز كزين منزل ويران بروم * راحت جان طلبم وز پى جانان بروم خواجو گفته است : دل صنوبريم همچو بيد مىلرزد * ز بيم درد فراق تو اى صنوبرِ دل و حافظ گويد : دل صنوبريم همچو بيد لرزانست * ز حسرت قد و بالاى چون صنوبر دوست خواجو گفته است : تا ببينند مگر نور تجلّى جمال * همچو موسى ارِنىگوى بميقات آيند و حافظ گويد : باتو آن عهد كه در وادى ايمن بستيم * همچو موسى ارِنىگوى بميقات بريم نظاير اين ابيات و عبارات خواجو كه در اشعار حافظ تكرار شده باشد باز هم در ديوان او يافته مىشود و اين غير از استقبالهاى متعدّديست كه حافظ از خواجو كرد ؛ و اين شواهد حقيقت دعوى ما را در تأثّر حافظ از خواجو به آسانى بسيار ثابت مىكند و بيهوده نيست كه از قديم بازگفتهاند كه « دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو » . امّا همچنانكه گفتهام استقبال و استقراض حافظ از ديگر استادان غزل خاصه مولوى و سعدى و سلمان و كمال و حتّى نزارى قهستانى هم كم نيست و اين نشان مىدهد كه استاد بزرگ شيراز ضمن مطالعات و تفحّصات ممتدّ خويش در آثار استادان بزرگ مقدّم هميشه بسراغ مشهورترين و خوشوزنترين غزلها و قصايد مىرفت و آنها را جواب مىگفت و گاه نيز سخنان مشهور گذشتگان را تضمين مىنمود : خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندى « 1 » دهيم * كاز نسيمش « بوى جوى موليان آيد همى » « 2 »
--> ( 1 ) - ترك سمرقندى علاوهبر اشاره بمعشوق ، ايهامى به رودكى سمرقندى نيز دارد . ( 2 ) - از مطلع قصيدهء معروف رودكى ، و دنبالهء آن چنين است : « ياد يار مهربان آيد همى »