ذبيح الله صفا
1074
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
عميق شيوهء غزلهاى بدايع الجمال خواجو در حافظ شده و او را باستقبالهاى پياپى از آنها برانگيخته است . تأثّر حافظ از شيوهء خواجو در غزلهاى بدايع الجمال بسيار شديد است ، نه تنها شاعر شيرازى كار خود را درين مورد باستقبال و نظيرهگويى منحصر نساخته بلكه در بسيارى از موارد كلمات و مصراعها و بيتهاى خواجو را نيز بوام گرفته و بااندك تغيير در غزلهاى خود آورده است « 1 » مثلا به اين چند مورد معدود توجه كنيد : خواجو گفته است : گر شديم از باده بدنامِ جهان تدبير چيست * اينچنين رفتست از روز ازل تقدير ما و حافظ گويد : در خرابات مغان ما نيز همدستان شويم * كاين چنين رفته است از روز ازل تقدير ما خواجو گفته است : ايا صبا خبرى كن مرا از آنكه تو دانى * بدان زمين گذرى كن در آن زمان كه تو دانى و حافظ گويد : نسيم صبح سعادت بدان نشان كه تو دانى * گذر بكوى فلان كن در آن زمان كه تو دانى خواجو گفته است : برو اى خواجه كه صبرم بدوا فرمايى * كاين نه درديست كه درمان بپذيرد ز حكيم و حافظ گفته است : فكر بهبود خود اى دل ز درى ديگر كن * درد عاشق نشود به بمداواى حكيم خواجو گفته است :
--> ( 1 ) - فاضل محترم آقاى احمد سهيلى خوانسارى در مقدمهء ديوان اشعار خواجو از ص 47 تا 55 موارد متعدد از استقبالها و اقتباسهاى حافظ را از غزلهاى خواجو نشان داده است . بدانجا مراجعه شود . و نيز نظير اين تتبع را در سخن شبلى نعمانى مىبينيم . رجوع كنيد به شعر العجم ترجمهء مرحوم فخر داعى گيلانى ، ج 2 ، تهران 1327 ص 186 ببعد .