ذبيح الله صفا

1073

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

گرفته و درين نبردآزمايى طولانى هيچگاه و صمت شكست بر جبين اشعار آبدارش ننشسته ، و بدين ترتيب سخن حافظ از جانبى متضمّن افكار عميق حكمى و عرفانى و از جانبى ديگر همراه با مضامين زيبا و باريك شاعرانه و عواطفى است كه گاه حدّت بسيار دارد ، امّا كلام او در همهء موارد منتخب و برگزيده و مزيّن بانواع تزيينات مطبوع و مقرون بذوق و شامل كلماتى است كه هريك به حساب دقيق انتخاب و بجاى خود گذارده شده و پيش و پس كردن آنها مايهء تباهى كلام خواهد شد و با اين تفصيل سخن حافظ حاوى همهء شرايطى است كه در كلام مولوى و سعدى و خسرو دهلوى و حسن دهلوى و سلمان و خواجو و همعصران اين دو شاعر اخير الذكر ملاحظه مىكنيم ، باضافهء نحوهء خاصّ تفكّر او . علّت آنكه حافظ را دنباله‌رو خواجو در شعر معرّفى مىكنند « 1 » آنست كه وى در مدت توقف خواجو در شيراز ، با آن شاعر محشور بوده و از خدمت او مستفيد گرديده است . چنان كه مىدانيم ديوان خواجو بنابر ادوار عمر و شاعرى او به دو قسمت متمايز « صنايع الكمال » و « بدايع الجمال » منقسم گرديده است . پخته‌ترين غزلهاى خواجو را بايد در قسمت اخير يعنى در بدايع الجمال جستجو كرد . اين غزلها در مقام مقايسه با غزلهاى متعدد خواجو در صنايع الكمال تحوّل بزرگ سبك خواجو را در غزل و رها كردن شيوهء متقدمين در كيفيت خلق مضامين نشان مىدهد . در غزلهاى بدايع الجمال تفكّرات عرفانى و حكمى در عبارات غزلهاى عاشقانه گنجانيده شده است و به همين سبب در آنها كمتر از سوز و ساز عاشقان و راز و نياز آنان اثر مىبينيم و برعكس با عارفى پخته روباروييم كه نقاوهء انديشه‌هاى خانقاهى و مدرسه‌يى را در عبارات شاعرانه بيان مىكند . غالب اين غزلها به نظر من در شيراز ساخته شد ، زيرا اواخر عمر خواجو چنان كه مىدانيم بيشتر در آن شهر سپرى شده و معاشرت حافظ با خواجو و شايد استفادهء لسان الغيب از محضر آن استاد در همين مدت جامهء عمل پوشيده و مسلما همين معاشرتها و استفادتها موجب تأثير

--> ( 1 ) - : استاد غزل سعدى است نزد همه‌كس اما * دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو