ذبيح الله صفا

1067

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

چنان كه از سخن محمد گلندام درين مورد برمىآيد « 1 » حافظ در دو رشته از دانشهاى زمان يعنى علوم شرعى و علوم ادبى كار مىكرد و چون استاد او قوام الدين خود عالم بقراآت سبع بود طبعا شاگرد هوشمندش در خدمت او به همين درس اشتغال داشت و در حفظ قرآن باتوجه بقراآت چهارده‌گانه ( از شواذ و غير آن ) ممارست مىكرد و ازينجاست كه خود در اشعار خويش چندين بار بدين اشتغال مداوم بكلام اللّه اشاره نموده است « 2 » و بنابر تصريح صاحبان تراجم اتّخاذ تخلّص « حافظ » نيز از همين اشتغال نشأت كرده است ؛ و چون چنان كه مىدانيم تحصيل علوم ادبى عربى بعنوان مقدمهء تحصيل علوم شرعى بوده است ، طبعا حافظ بتحصيلات ادبى خود نيز توجه داشت و حتى بدين رشته از علوم اسلامى همان توجهى را مبذول مىنمود كه بعلوم قرآنى ، و اين نكته نيز از قول محمد گلندام كه پيش ازين بدان اشاره كرديم صريحا دريافته مىشود . شيراز در دوره‌يى كه حافظ تربيت مىشد ، اگرچه وضع سياسى آرام و ثابتى نداشت ، ليكن مركزى بزرگ از مراكز علمى و ادبى ايران و جهان اسلامى محسوب مىگرديد و اين نعمت را تدبير اتابكان سلغرى فارس ، به نحوى كه پيش ازين در ذكر « پناهگاههاى فرهنگ ايرانى » مقارن حملات مغولان وصف كرده‌ايم ، براى شهر سعدى

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به ديوان حافظ چاپ مرحوم ميرزا محمد خان قزوينى ص « قو - قز » ( 2 ) - : صبح خيزى و سلامت طلبى چون حافظ * هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم * عشقت رسد بفرياد ار خود بسان حافظ * قرآن ز بر بخوانى با چارده روايت * نديدم خوشتر از شعر تو حافظ * بقرآنى كه اندر سينه دارى * ز حافظان جهان كس چو بنده جمع نكرد * لطائف حكما با كتاب قرآنى