ذبيح الله صفا

1042

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

حديث و تفسير نادرهء جهان » ؛ و از اينجا معلوم مىشود كه معين الدين از جملهء مذكّران و واعظانى بود كه معمولا در قرن ششم و هفتم بر اطلاعات وسيع دينى و ادبى چاشنى عرفان را نيز مىافزوده‌اند تا سخنى گيراتر و دل‌انگيزتر داشته باشند . مولد معين الدّين يكى از قراء جوين و تربيت اوّليه‌اش هم در آن ولايت بوده است و بعد از طىّ مدارج كمال در علم بشاگردى مولانا فخر الدّين خالدى اسفراينى مشهور به فخر الدّين بهشتى مؤلّف شرح فرايض اختصاص يافت و در تصوف مريد و پيرو خاندان شيخ سعد الدّين حمّويى ( متوفى بسال 650 يا 658 ) گرديد . تمام تحصيلات و كسب كمالات و مجاهداتش در دورهء جوانى ، قريب بيست سال ، در خراسان گذشت تا در عهد سلطنت سلطان ابو سعيد بهادر ( م 736 ) از خراسان بعراق و آذربايجان سفر كرد و محل عنايت خواجه غياث الدين محمد بن رشيد الدين فضل اللّه وزير قرار گرفت و در همدان اقامت گزيد و سپس از آنجا ببغداد و از بغداد به مكه و مدينه رفت و بعد از اداى فرايض بخراسان بازگشت و در وطن مألوف خود ساكن شد و بطريق مشايخ سلف اوقات خود را باصناف عبادات و طاعات صرف كرد و به كارهاى ادبى خود مشغول بود تا آنكه بسال 781 در مولد خود بدرود حيات گفت و در مقبرهء آبا و اجداد خويش مدفون گشت . اثر معروف معين الدين جوينى كتاب « نگارستان » اوست كه بعد ازين دربارهء آن سخن خواهم گفت اما هنر اصلى او شاعرى بوده و او علاوه‌بر قطعات و ابيات فراوان كه از خود در نگارستان آورده قصائد و غزلهاى مستقل داشت و تقى الدين كاشى از مجموع اشعارش هزار بيت غزل و قسمتى از قصايد را يافته و بخشى از آنها را در خلاصة الاشعار نقل كرده است . قصايد او همه در نعت بارى تعالى همراه با مشرب تحقيق و غزلهايش پر از مايه‌هاى عرفانى و از همهء آنها عمق اطلاعات مذهبى و عرفانى مذكّران صوفى مشرب قديم آشكار است . ابيات ذيل از منتخب اشعارش كه در خلاصة الاشعار آمده انتخاب و نقل مىشود :