ذبيح الله صفا
1028
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كه در اينجا يادآورى كنم كه يكى از نسخههاى هشتگانهء مذكور و قديمترين آنها بخطّ منعم الدين ابن ابراهيم الاوحدى است كه در تاريخ دوم رجب سال 895 هجرى استنساخ شده و بعيد نمىدانم كه اين همان نسخه باشد كه من خواندهام . باوجود آنچه گذشت از حاج خليفه ببعد ، كه در ذيل اسم « مهر و مشترى » تاريخ اتمام آن را « فى عشر من شوّال سنة ثمان و سبعين و سبعمائه » قيد كرده ، همهجا تاريخ اختتام منظومهء مذكور را سال 778 نوشتهاند و ممكن است اين اختلاف از اينجا ناشى شده باشد كه در نسخهء حاج خليفه بجاى « حا و ميم با ذال » « حا و عين با ذال » كه به حساب ابجدى 778 است نوشته باشند . منظومهء مهر و مشترى را يك بار على بن عبد العزيز معروف به « ابن امّ ولد » متوفى بسال 908 بتركى ترجمه كرد و بار ديگر مولى پير محمّد متخلّص به « عزمى » آن را براى سلطان سليم ثانى در يكهزار و پانصد بيت بشعر تركى درآورد ولى كار خود را نتوانست تمام كند و پسرش مولى حالتى متوفى بسال 1039 آن را بپايان برد « 1 » . عصّار چنان كه در ابيات زيرين مىبينيم شاعرى گوشهگير بوده و به ممدوحان مجازى اعتنائى نداشته و قصايد خود را بپادشاهان عصر تقديم ننموده و بمدّاحى نگرائيده و تشريف اكابر نپذيرفته و گمنامى را بر شهرت گزيده و بكنج گمنامى خزيده و گهرهاى الفاظ خود را برايگان نثار خلايق كرده بود : ز ممدوح مجازى دست شسته * بمطلوب حقيقى راه جسته نبسته از گهرهاى قصايد * به گردن پادشاهانرا قلايد بمدّاحى بسى گوهر فشانده * قصايد گفته و بركس نخوانده بدلق پارسايى گشته صابر * ز دوش افگنده تشريفِ اكابر بهرجا شمع سان سر بر نكرده * چو ميخ از هيچ در سر در نكرده چو در ننهاده بر هيچ آستان سر * نبوده هيچجا چون حلقه بر در
--> ( 1 ) - كشف الظنون بند 1914 .