ذبيح الله صفا
1012
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اوان جوانى يعنى در همان روزگار كه مدّاحى غياث الدين محمد وزير مىكرد . اين قصيده را سلمان بپيروى از سيّد ذو الفقار شيروانى و قوامى گنجهيى سرود و خود در آغاز آن چنين نوشت : « اين قصيده شامل است بر صنايع بديع و بيان اصول بحور و زحافات و منشعبات آن چنان كه شصت و چهار بحر و قريب صد و بيست صنعت و دواير ستّه كه اوزان شانزده گانه و تفكيك بحور از آن معلوم گردد در آن مندرج است ، موشّح بقطعهيى چند مصنوع كه بيمن دولت حضرت رفيع و سدّهء منيع مخدوم اهل عالم سلطان الوزراء فى الامم غياث - الدنيا و الدين عون الحق و مغيث المسلمين محمّد ضاعف اللّه جلاله بالتأييد و مدّ عضده بالتأبيد ذهن خامد كمترين بندگان سلمان بن محمد الساوجى غفر اللّه ذنوبه ابداع كرده است . اگرچه قضيهء : ما ان مدحت محمدا بمقالتى * لكن مدحت مقالتى بمحمّد بر آن صادق است . اميد كه در آن حضرت بسمع رضا اصغا افتد صفاى صفوت رويت بريخت آب بهار * هواى جنت كويت ببيخت مشك تتار . . . » و چون اين قصيده براى غياث الدين محمد ( مقتول بسال 736 ) سروده شده است پس قاعدة بايد در آغاز شباب شاعر و در حدود بيست و شش و هفت سالگى او پديد آمده باشد . دولتشاه سمرقندى « 1 » دربارهء اين قصيده گويد : « قبل از خواجه سلمان ساوجى كسى در صنعت شعر مثل قصيدهء ذو الفقار نگفته است . . . و خواجه سلمان صنعتى چند در قصيدهء خود زيادت ساخته و گويند كه خواجه غياث الدين محمد رشيد صاحب ديوان ، كه خواجه سلمان قصيدهء خارج ديوان خود را بنام او گفته ، چنان كه خواجه سلمان را مدّعا بوده صلهء آن نداد ، خواجه سلمان پيش خواجه غياث الدين محمد گله كرد كه صدر سعيد الماسترى كه سيد ذو الفقار قصيدهء مصنوع خود را بنام او كرده او را هفت خروار ابريشم كرم نموده باوجود آنكه او وزير شروان بيش نبود و خواجه كه امروز بدولت صاحب ديوان ممالك ايران و توران است ، باوجود آنكه از قصيدهء من تا قصيدهء او تفاوت ظاهر و
--> ( 1 ) - تذكرة الشعرا ص 146