ذبيح الله صفا

1011

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

محلّ آيت اعجاز پارسى سلمان * كه كرد ناطقه پيش دَمش بعجز اقرار نديد بر سر شاخ گل سخن اصلا * بهارِ طبع چو او عندليب خوش‌گفتار طريق شعر به او ختم گشت و بعد از وى * بدوخت دست قضا بر دَرِ سخن مسمار نماز شام دوشنبه يب از صفر بوده * كه نَقدِ عمر بيك‌دم چو صبح كرد نثار « بساط دار قرار » است سال تاريخش * چو كرد ميل بسوى بساط دارِ قرار مجموع اشعار سلمان بحدود يازده هزار بيت از قصيده و غزل و قطعه و ترجيع و تركيب و رباعى و مثنوى بالغ مىشود . او در همهء اين انواع استاد مسلّم بود چنان كه همهء ناقدان سخن و سخنوران عهد او و بعد ازو بدين حقيقت اقرار داشتند و چه فخرى براى او بالاتر از آنكه لسان الغيب شيراز باآن‌همه توانايى در سخن و با آن مرتبه از سخن‌شناسى دربارهء او گويد : سرآمد فضلاى زمانه دانى كيست * جمال ملّت و دين خواجهء جهان سلمان بااينحال از ميان انواع مختلف شعر كه سلمان طبع خود را بدانها آزمود بتصديق همهء اكابر در قصيده تواناتر بود و اهميّتش مخصوصا در قصائد شيوايى است كه معمولا در ستايش شاهان و رجال عهد خود سروده و در آنها غالب قصائد معروف استادان مقدم را جواب گفته و بشيوهء فصحاى متقدّم در تشبيب آنها بتوصيف معشوق و يا مظاهر گوناگون طبيعت همّت گماشته و در همگى آنها بنيكوترين بيانى از عهده برآمده است ، و اگر از چند قصيدهء او كه بنابر عادت و ميل اهل زمان در آنها شاعر كمال تصنّع را به كار برده است بگذريم بررويهم زبان او در قصيده‌هايش فصيح و گويا و رسا و شيوه‌اش متمايل بسبك سخن شاعران قصيده‌گوى قرن ششم و آغاز قرن هفتم است . او را به حق مىتوان خاتم قصيده سرايان بزرگ پارسى زبان خاصّه قصيده‌گويان مدّاح دانست . در ديوان او بعده‌يى قصايد زيبا بازمىخوريم كه در ستايش خداوند و نعت پيغامبر و ائمه است و چنان كه پيش ازين گفته‌ايم در ميان عده‌يى از شاعران اين عهد متداول بود . از جملهء وجوه اشتهار سلمان سرودن قصيده‌يى مصنوع است بنام بدايع الاسحار در