ذبيح الله صفا
1010
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در نوعى انزواى اضطرارى و تهيدستى گذراند تا در نماز شام دوشنبه دوازدهم ماه صفر سال 778 هجرى بدرود حيات گفت . فصيح خوافى « 1 » واقعهء وفات سلمان را ذيل حوادث سال 777 آورده و در هجدهم ماه صفر آن سال دانسته است ؛ و دولتشاه « 2 » آن را از وقايع سال تسع و ستين و سبعمائه ( 769 ) ذكر كرده و هدايت « 3 » سال 669 نوشته است . در سالى كه هدايت آن را تاريخ وفات سلمان دانسته هنوز آن شاعر ولادت نيافته بود ! و آنكه دولتشاه ذكر كرده هفت سال پيش از مرگ سلطان اويس است كه سلمان براى او مرثيه ساخته و در پاى تابوت او گريسته بود . قول فصيح خوافى اندكى بحقيقت نزديكتر است امّا چنان كه مىدانيم در چند ماه اوّل از سال 777 سلمان شاه شجاع را كه بر تبريز استيلا يافته بود مدح مىگفت و بعد از آن در تمام آن سال سلطان حسين را كه از معاودت شاه شجاع بفارس استفاده كرده و بتبريز بازگشته بود ستايش مىكرد و سرگرم اعتذار ازو بود تا مگر مقام از دست رفته را در دربار ايلكانى باز يابد ، پس گفتار فصيح خوافى هم درست از كار درنمىآيد و مىماند همان دوشنبه دوازدهم صفر سال 778 كه اوّل ذكر كردهايم ، و صحت اين قول با توجّه بقطعهء ذيل كه ساختهء يكى از معاصران سلمانست بيشتر معلوم مىگردد :
--> ( 1 ) - مجمل فصيحى ذيل حوادث سال 777 هجرى ( 2 ) - تذكرة الشعراء دولتشاه ص 294 ( 3 ) - مجمع الفصحاء ج 2 ، ص 19