ذبيح الله صفا
720
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اى وجودت بذات خود قايم * ذات پاك تو قايم و دايم اوّل و آخر و قديم و عظيم * خالق و رازق و كريم و رحيم دوم مثنوييى ببحر هزج مسدس مقصور و محذوف بنام صحبتنامه بالغ بر 300 بيت . همام در آغاز منظومه دربارهء سبب نظم و موضوع اين منظومه گويد : وفاجو و وفاخو دوستى چند * كه با ايشان دلم را بود پيوند ازيشان خرم و خوش روزگارم * دمى بىياد ايشان برنيارم رفيقان لطيف خوش حضورند * تنم را جان و چشمم را چو نورند نكونام و نكوروى و نكوخوى * ميان ما نگنجد يك سر موى به اين بيچاره گفتند اى وفادار * دمى انديشه كن پس كلك بردار نويس از شرح صحبت يادگارى * كز آن پندى دهد يارى به يارى درين رمزى چو بنمودند ياران * نبشتم آنچه فرمودند ياران اين منظومه را همام بنام خواجه هارون پسر شمس الدين صاحبديوان ساخته و ابياتى را بمدح او اختصاص داده است . مطلب اساسى درين منظومه بيان عشق و ذكر احوال عاشق و معشوق در فراق و وصال و غيرت و اشتياق و اين گونه حالاتست كه شاعر آن را با چند غزل نيز همراه كرده است . اين منظومه اگرچه از جنس دهنامهها نيست ليكن مضمون و موضوع آن يادآور همان سنخ از منظومههاى فارسى است و به همين سبب است كه بلوشه نام آن را « دهنامه » نهاده و اسم صحبتنامه را بر منظومهء اولى اطلاق كرده است . ديوان جمعآورى شدهء خواجه همام همانست كه بعد از مرگ او ، بامر خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، از اشعار پراگندهء وى كه در دست اين و آن بود ، فراهم آمد و بفرمان آن وزير مقدمهيى بر آن نوشته شد . از اين ديوان نسخهيى در كتابخانهء ملى پاريس وجود دارد كه عكسى از آن براى كتابخانهء ملى تهران فراهم آمده و نسخهء عكسى ديگرى هم از اصل بوسيلهء اين فقير براى كتابخانهء دانشگاه تهيه شد و اكنون بشمارهء ع 3501 در آن كتابخانه محفوظست . دانشمند محترم آقاى مؤيّد ثابتى بسال 1333 منتخبى از آن را بطبع