ذبيح الله صفا

721

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

رسانيد . مقدمه‌يى كه پس از گرد آوردن ديوان همام بر آن نوشته شده باختصار حاوى اين مطالب است كه : چون ميان خواجه رشيد الدين فضل اللّه و خواجه همام الدين اساس مودّت استوار بود خواجه رشيد خواست كه بعد از مرگ آن يگانه متفرقات فوايد او را از نظم و نثر جمع كنند و هريك آنچه از او بيادگار دارد فرانمايد تا از مجموع آنها ديوانى ترتيب داده شود ؛ و خواجه همام كه اكثر اوقات او بعد از اداى وظايف دينى صرف افادت اكابر و اصاغر و مجالست با اهل فقه و حكمت و مخالطت با اهل دل و مسكنت مىشد بگرد آوردن آثار خود توجهى نمىكرد چنان كه اكثر آنها متفرّق گشت و حتى گاه از قصيده يا غزلى چند بيتى منظوم شده و اتمام آنها ميسّر نگرديده بود . پس چون بعد از وفاتش بامتثال امر خواجه رشيد الدين اشعار او را جمع آوردند آنها را بر دو قسمت اشعار عربى و اشعار فارسى تقسيم كردند و تصميم بر آن بود كه هرچه بعد از آن فراز آيد بر آن مجموعه بيفزايند . مسلّما اين جمع‌آورى اشعار بين تاريخ 714 ( سال فوت همام ) و 718 ( سال قتل رشيد الدين فضل اللّه ) انجام شده و ديگر فرصتى نبود تا جامع ديوان امر وزير دانش دوست همدانى را در اتمام كار خود دنبال كند . همام در ميان معاصران سعدى از جملهء كسانيست كه بسيار تحت‌تأثير شيوايى غزلهاى آن استاد بزرگ قرار داشته و ازينروى مانند معاصر خود سيف فرغانى به استقبال بعضى از غزلهاى او سرگرم بوده است . اما اين امر مانع آن نبود كه او خود در غزل مبتكر و صاحب بيانى شيرين و مضامينى نو و دلپسند و در شعر داراى مقامى بلند باشد و مورد احترام خاصّ معاصران خود يا استادانى قرار گيرد كه بعد از او آمده بودند ، چنان كه عبيد زاكانى در عشاق‌نامهء خود دوبار نام او را آورده و دو غزل از او را كه يكى تماما به لهجهء ايرانى آذرى ( تبريزى ) و ديگر فقط بيتى شامل آن لهجه است در عشاقنامهء خود نقل نموده « 1 » و

--> ( 1 ) - عشاق‌نامهء عبيد زاكانى . رجوع شود به كليات عبيد زاكانى چاپ مرحوم عباس اقبال آشتيانى ص 121 - 122 و 141