ذبيح الله صفا

921

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

43 - سيّد عضذ « 1 » سيّد عضد يزدى متخلّص به « عضد » از شاعران معروف دورهء مورد مطالعهء ماست كه ازو آثارى در مجموعه‌هاى اشعار در دست داريم و نامش در رديف شاعران قرن هفتم و هشتم مانند خواجو و سلمان و جلال طبيب و عماد فقيه و امثال آنان آمده است . در ميان شاعرانى كه نامشان را بعد ازين خواهيم ديد يكى « جلال عضد » است كه پسر همين سيد عضد الدّين يزدى بوده است . سيّد عضد از عمّال اواخر عهد ايلخانى و متصدّى شحنگى فارس بود . وى در سال 717 هجرى ظاهرا بر اثر ملالت ازين شغل فارس را رها كرد و به وطن خود يزد روى آورد تا در آنجا بماند . سلطان ابو سعيد بهادر كه اين عمل را بمنزلهء تمرّد سيّد عضد تلقّى كرده بود ، مبارز الدّين محمّد و اتابك حاجى شاه بن يوسف شاه اتابك يزد را مأمور بازگرداندن وى بفارس نمود و او چون ياراى مخالفت نداشت باردوى ابو سعيد شتافت تا از خود دفع شرّ كند . بااين‌حال در كتبى كه شرح حال سيّد عضد يا پسرش جلال را نوشته‌اند گفته‌اند كه سيّد عضد الدّين يزدى در عهد امير مبارز الدّين بوزارت او رسيد و صحّت اين سخن اصلا معلوم نيست و گويا بعلّت مقامات بلندى كه داشت تصوّر چنين مرتبه‌يى براى وى شده باشد . در

--> ( 1 ) - دربارهء او علاوه بر مواهب الهى معين الدين يزدى ( تهران 1326 ص 51 - 53 ) و جامع مفيدى ( تهران 1340 ص 152 - 154 ) ، بمآخذى كه در ذيل نام « جلال عضد » ، كه بعد ازين خواهد آمد ، مراجعه كنيد زيرا معمولا شرح‌حال او و پسرش را باهم مىآورند .