ذبيح الله صفا
917
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تا آنكه سلطنت قسمتى از نواحى جنوبى هند و ديوگيرى ( دولت آباد ) به علاء الدين حسن بهمنى منتقل شد ( 748 - 759 هجرى ) و عصامى در عهد همين سلطان و بنام او « فتوح السلاطين » را در ماه رمضان سال 750 هجرى شروع كرد و در پنج ماه يعنى در آغاز سال 751 هجرى بپايان رسانيد و بعد از آن تاريخ ديگر از حال او خبرى نيست و چون در منظومهء خود چندبار آرزوى زيارت حرم و سكونت در مكّه كرده است بعيد نيست كه بدانجا رفته و همانجا بدرود حيات گفته باشد . « فتوح السلاطين » منظومهء مفصلى است ببحر متقارب در دوازده هزار بيت ، از نوع منظومههاى تاريخى كه بتقليد از شاهنامه چندين بار در ادبيات فارسى ترتيب يافته است . موضوع اين منظومه فتوحات سلاطين اسلامى در هند و ادامهء آن دولتهاست تا عهد ناظم و به همين سبب بعد از ذكر مقدماتى سخن خود را از ولادت سلطان محمود غزنوى آغاز كرد و بعد از شرح سلطنت اولاد او بذكر سلاطين غوريّه و بيان فتوحات آنان ، على الخصوص معزّ الدين محمد سام و مماليك اوتاج الدين يلدوز و قطب الدين آيبك و ناصر الدين قباچه ، و بيان سلطنت شمس الدين التتمش و اخلاف او و سلسلههاى سلاطين دهلى تا محمد بن تغلقشاه بتفصيل تمام پرداخته و در پايان سلطنت محمد بن تغلقشاه به مقدمات كار علاء الدين حسن كه بعد از پيمودن مدارج ترقى در خدمت تغلقشاهيه بلقب « ظفرخان » ملقّب شده بود ، تا رسيدن او بپادشاهى دكن اشاره نموده و سپس بذكر بقسمتى از وقايع عهد او تا تاريخ نظم كتاب پرداخته و كتاب را بدعاى وى و ذكر كيفيت تصنيف آن و شمهيى از احوال خود ختم كرده است . زبان شاعر درين منظومه تحت تأثير لهجهء فارسى هند و اشعار او متوسط است و چون ناظم در تنظيم كتاب شتابزدگى داشت ابيات سست در آن كم نيست اما از طرفى ديگر چون بتفصيل وقايع توجه خاصّ نموده ارزش منظومه از حيث تاريخى و ذكر حوادث هند در زمان دولتهاى اسلامى آن ديار زيادست . سخن بين كه تركيب شد از سه حرف * كه گاه بيانست هريك شگرف سرش را ز « سين » تا كه تاج آمدست * خرد بر درش با خراج آمدَست