ذبيح الله صفا
718
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
دربارهء ملاقات ميان شيخ سعدى و خواجه همام تبريزى در كتب تذكره مطلبى ديده مىشود كه بيشتر نمودارى از شوخطبعيهاى شاعران در ادوار اخيرست و در همهء تذكرهها از تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى برداشته شده است « 1 » و دربارهء پور بهاى جامى از معاصران همام نيز نوشتهاند كه او با خواجه همام مشاعره كرده است « 2 » .
--> ( 1 ) - عبارت دولتشاه درين باب چنين است « . . . و در ظرايف و لطايف و نازكى طبع شيخ ( يعنى سعدى ) را درجهيى بوده و همواره با مستعدان نشستى و باوجود استغراق و حال با اهل فضل اختلاط كردى و مطايبت و بذله گفتى چنان كه گويند كه خواجه همام الدين تبريزى كه مردى اهل دل و صاحب فضل و خوشطبع و صاحب جاه و متمول بوده ، و معاصر شيخ سعدى بوده است ، روزى شيخ در تبريز بحمام درآمد و خواجه همام نيز باعظمت تمام در حمام بوده شيخ طاسى آب آورده بر سر خواجه همام ريخت ، خواجه همام پرسيد كه اين درويش از كجاست ؟ شيخ گفت از خاك پاك شيراز ، خواجه همام گفت عجب حاليست كه شيرازى در شهر ما از سگ بيشترست ، شيخ تبسمى كرد و گفت كه اين صورت خلاف شهر ماست كه تبريزى در شهر شيراز از سگ كمتر است ! خواجه همام ازين سخن بهم برآمد و از حمام بدر آمد ، شيخ نيز برآمد و بگوشهيى نشست ؛ و جوان صاحب جمالى خواجه همام را چنان كه رسم اكابر است باد مىكرد و خواجه همام ميان آن جوان و شيخ سعدى حايل بود ؛ و درين حالت خواجه از شيخ پرسيد كه سخنهاى همام را در شيراز مىخوانند ؟ شيخ گفت بلى شهرتى عظيم دارد ، گفت هيچ ياد دارى ؟ گفت يك بيت ياد دارم و اين بيت برخواند : در ميان من و دلدار همام است حجاب * وقت آنست كه اين پرده بيكسو فگنيم خواجه همام را اشتباه نماند در آنكه اين مرد شيخ سعديست ، و سوگندش داد كه شيخ سعدى نيستى ؟ گفت بلى ، خواجه همام در قدم شيخ افتاد و عذر خواست و شيخ را به خانه برد و تكليفهاى لطيف مىنمود و صحبتهاى خوب مىداشتند ( تذكرهء دولتشاه سمرقندى ص 224 - 225 ) ( 2 ) - تذكرهء دولتشاه ص 201