ذبيح الله صفا

855

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ولى چون در يكى از قصائد خود چنان كه ديده‌ايم از بيعت محمد بن تغلق به ابو الربيع سليمان اشاره كرده پس قاعدة ورود او بدربار محمّد شاه در اوايل عهد وى واقع شده بود و نيز از آنجا كه در قطعه‌يى از اشعار خويش كه دربارهء مأموريت خود به قلعهء ديوگيرى ( دولت‌آباد ) سروده ، تاريخ آن را كه ماه شعبان سال 745 هجرى بوده است بتصريح آورده « 1 » ، پس ناگزير تا اين سال در خدمت محمد بن تغلق مىزيسته است و ازينروى مىتوان وفات او را در سرزمين هند دانست ؛ و چون او كسى ديگر از پادشاهان تغلقيّه را نستوده است پس تاريخ وفاتش منحصر است بين دو سال 745 و 752 هجرى كه آخرين سال حيات محمد بن تغلق بود . بدر الدّين ديوان خود را در سال 745 ( - دولت شه ) تنظيم كرده و درين‌باره چنين گفته است : سال تاريخ عرب « دولت شه » بود به عقد * كآسمان عقد سخنهاى مرا داد نظام هريكى دانه ازين دُرّ شب‌افروز به چشم * زرّ پخته است به زير شبه و نقرهء خام زلف بوياست كه بر عارض مه شد زنجير * زاغ گوياست كه بر بال حواصل شد دام همه در عين سوادند چو نور ديده * همه تحرير خيالند كشيده در دام همه بر روى سَحَر سايهء خورشيد افروز * همه در وقت نظر شكّر مشكين اندام همه پيرايهء گوشند در انواع سخن * همه گوياى خموشند در انواع كلام . . . ثبت كرد از اثر مدحتِ شه نام مرا * صدر ديوان قضا بر سر منشور دوام خسروم فخر زمان خواند ، ولى هست مرا * لقب آن ماه كه در نيمهء ماهست تمام ( - بدر ) ازين ديوان نسخ كم موجودست . در تهران نسخهء كتابخانهء مجلس شوراى ملّى بشمارهء دفتر 14072 و در پاريس نسخهء ناتمام كتابخانهء ملّى بشمارهء suppl . 760 از مجموعهء نسخ

--> ( 1 ) - بسال « دولت شه » بود ، غرهء شعبان * كه سوى مملكت ديوگير شد فرمان و « دولت شه » مساويست با 745 .