ذبيح الله صفا
833
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مىخوريم « 1 » ليكن بعد از چندگاهى به « اوحدى » تغيير يافت و او به همين تخلص مشهور شد . بعيد نيست كه علّت اتخاذ اين تخلّص ثانوى ارادت معنوى شاعر به اوحد الدين كرمانى صوفى معروف باشد كه پيش ازين بنام وى اشاره شده است ، و امّا اينكه نوشتهاند « كه وى از جملهء اصحاب شيخ اوحد الدّين كرمانى است قدّس سرّه » « 2 » تنها بدين تأويل مىتواند درست باشد كه كلمهء « اصحاب » را درينجا بمعنى « ياران » و مريدان مستقيم نگيريم و گرنه اين معنى با سال وفات اوحد الدّين كرمانى ( م 635 يا 636 ه . ) و سال تقريبى ولادت اوحدى ( حدود 673 ه . ) تعارض دارد مگر آنكه براى اوحد الدّين كرمانى عمرى درازتر فرض كنيم و تاريخ غيرمشهورى را كه براى سال وفات او نوشتهاند ( يعنى سال 697 ) « 3 » بپذيريم . تاريخ ولادت اوحدى را از يك اشارهء وى در « جام جم » مىتوان بدست آورد بدينمعنى كه آن منظومه را اوحدى در سال 733 هجرى « 4 » تمام كرده و در آن تاريخ شصت
--> ( 1 ) - مثلا در غزلى بمطلع ذيل كه در ديوان اوحدى چاپ هند ( دانشگاه مدارس ) ص 337 مىبينيم : گل در قرق عرق كند از شرم روى تو * صافى به كوچهها و ورا جستوجوى تو قرق نام چشمه و متنزهى در قرب مراغه بود و شاعر در همهء ابيات اين غزل تخلص خود يعنى صافى را تكرار كرده است . در ديوان اوحدى مراغى ، چاپ تهران 1340 نيز تخلص « صافى » را در دو رباعى ( ص 401 و ص 406 ) ملاحظه مىكنيم بديننحو : برخيز و روان در لب صافى بنگر * تا سرو روان در لب صافى بينم * اى خاك تو آب سبزهزار صافى * تابوت تو سرو جويبار صافى تا عمر مراغه بود هرگز ننشاند * مانند تو سرو در كنار صافى ( 2 ) - نفحات الانس ص 606 ؛ نظير اين قول را دولتشاه هم دارد ، ص 233 ( 3 ) - تاريخ مفصل ايران ( عهد مغول ) ، عباس اقبال ، چاپ دوم ص 548 ( 4 ) - در بعض نسخ 732