ذبيح الله صفا
818
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ولى ساكن هند و از پيشروان سلسلهء چشتيه و در همان حال شاعرى نيكو بيان و داراى ابيات باحال بوده اشتباه كردهاند « 1 » درحالىكه معين الدين چشتى از حيث دورهء زندگانى مقدم بر حسن دهلوى و نيز مقدم بر دورهء مراد او نظام الدين اولياء ولى مانند نجم الدين حسن دهلوى وابسته به سلسلهء چشتيه بوده است ؛ و بهرحال اگر نسبت سجزى براى امير حسن صحيح باشد بايد چنين پنداشت كه نياكان وى از جملهء مهاجران ايرانى سيستان بودهاند ؛ و انتساب او خواه به « سنجر بن ملكشاه » و خواه به « سنجر بن مؤيد بن آى ابه » و امثال آنان دشوارست زيرا چنان كه خواهيم ديد نسبش بسى ازينها بالاتر و والاتر بوده است . بعضى نيز چنين تصور كردهاند كه اين نسبت سنجرى ممكن است به صورت تخفيف از نسبت « سنجارى » يعنى اهل « سنجار » اخذ شده باشد « 2 » . تخلص او در اشعار « حسن » بوده و در غالب غزلها و بسى اوقات در قصائد و مثنويهاى او تكرار شده است . لقب او را گاه جلال الدين و در غالب مآخذ نجم الدين آوردهاند و اسم پدر او را كه در بيشتر مراجع « علاء » است در بعض آنها « علاء الدين » مىنويسند . ليكن او خود را در فوائد الفؤاد كه بعد ازين خواهيم گفت « حسن علاء سجزى ( يا سنجرى ) » خوانده است . مولد حسن را همهء تذكرهنويسان دهلى نوشتهاند ولى او خود در يكى از قصائدش بمطلع : عيدست و اسباب طرب يكيك مهيا داشته * مى از طراوت كرده گل مجلس مطرّا داشته كه در مدح سلطان علاء الدين خلجى سروده دربارهء خود و مولدش چنين گفته است : بنده حسن بين سال و مه در طاعت اين بارگه * از همّت والاى شه صدگونه آلا داشته
--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع كنيد به كتاب سير الاوليا ، چاپ هند سال 1302 هجرى قمرى ص 45 - 48 ( 2 ) - مقدمهء ديوان حسن دهلوى چاپ هند بقلم مسعود على محوى ص 17