ذبيح الله صفا

807

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

آخرين سالهاى عمر علاء الدوله در صوفياباد سمنان ، در محلّى يا بنايى كه از آن به « برج احرار » تعبير كرده‌اند ، و بهرحال در خانقاهى كه خود بنا كرده بود ، سپرى شد و در همانجا تا هنگام وفات بتأليف كتب و ارشاد مريدان و سرودن اشعار مىگذراند و در خلال اين سنين يك بار بسال 732 به سفر حج رفت و اين آخرين زيارت او از خانهء خدا بود . در اشعار وى چندين بار باسم محلّى كه نام آن خدادادست باز مىخوريم « 1 » و حتى يك بار او شيخ خود را در غزلى كه باشتياق ديدارش ساخته تعريضا بدانجا دعوت كرده است « 2 » ؛ معلوم نيست كه شاعر اين اسم را براى همان صوفياباد به كار برده يا براى خانقاه خاصّ خود كه در آن محلّ ساخته بود ؟ بهرتقدير وفاتش را در برج احرار صوفياباد نوشته‌اند بتاريخ شب جمعه بيست و دوم ماه رجب سال 736 هجرى ، و چنان كه پيش ازين ديده‌ايم دولتشاه عمر او را درين تاريخ بعدد كامل 77 سال و دو ماه و چهار روز نوشته است ؛ و جسد او را در حظيرهء عماد الدّين عبد الوهّاب دفن كردند . فصيح خوافى « 3 » شب وفات او را « ليلة الجمعة حادى و عشرين رجب الاصمّ » نگاشته و اين قطعه را كه در تاريخ وفات شيخ است نقل كرده « 4 » :

--> ( 1 ) - اى كه گفتى كه خدا داد خدا داد و از آن * نام او كرد خداداد ، زهى قول سديد اى علاء الدوله پيش شاه عشق * نفس تو دعوى عرفان مىكند در خدادادى خودى را ترك كن * چون خدا كارت بسامان مىكند ( 2 ) - در غزلى بمطلع ذيل كه در منتخبات اشعار او نقل خواهم كرد : هر نسيمى كه به من نفحهء بغداد آرد * از دم عيسوى اى جان دل من ياد آرد تا آنجا كه گويد : بر دل و جان تو ابواب فرح بگشايد * ناگهان محمل خود سوى خداداد آرد ( 3 ) - مجمل فصيحى ص 45 ( 4 ) - همين قطعه را دولتشاه ( ص 281 ) و معصومعلى شاه ( طرائق الحقائق ج 2 ص 292 ) و غيره نيز نقل كرده‌اند