ذبيح الله صفا

60

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

خود ستيز نمىكنيم « 1 » ؛ و برين قياس كن ! از ديگر نويسندگان اين عهد هم غالبا اشاراتى دردزا دربارهء اين فاجعهء بىنظير داريم كه ذكر همهء آنها موجب دراز شدن كلام خواهد بود و بهترست كه خواننده بدانها مراجعه كند « 2 » . مقاومتها و قيامهاى ايرانيان و ادامهء كشتار و ويرانى آنچه گفتيم دربارهء آغاز كار مغولان بود . شدّت عمل آن وحشيان آدمىكش بدرجه‌يى بود كه هر دشوارى بعدى را بر ايرانيان آسان ساخته بود . در برابر بلاى عظيم بليّه‌هاى كوچك نمونهايى از آسايش بهشتى به نظر مىآيد ! ايرانيانى كه با آن داهيهء دهيا و آن مصيبب عظمى و آن بلاى بىبديل بىامان مواجه شده بودند با خواريها و ذلّتهاى ديگر آسان برخورد كردند و كمتر از آن نامى بميان آوردند ، ولى حقّ مطلب آنست كه بلاى مغول تنها با حملهء چنگيز پايان نيافت بلكه با حمله‌هاى سرداران و سپاهيان قتّال تاتار و مغول تا هولاگو و ازو ببعد تا پايان دورهء ايلخانان و از آن پس بصورتهاى گوناگون تا ديرگاه ادامه داشت . هر روز آسمان رنگى مىنمود و هر شب آبستن محنتى مىشد و هرچند - گاه يك بار در ناحيه‌يى و ولايتى و شهرى آتش بيداد و قتل زبانه مىكشيد . عطا ملك كه خود ناظر اين وقايع بود ، دربارهء محنت‌هاى طولانى خراسان و عراق سخن مىگويد و آن را به تب‌لازم تشبيه مىكند كه از جسم آدمى بيرون نرود . وى در باب تجديد عمارت و آبادانى ماوراء النّهر تا حدود سال 658 سخن مىگويد و ازين باب خشنودست « بخلاف خراسان و عراق كه عارضهء آن حمّى مطبقه و تب‌لازمه است ، هر شهرى و هر ديهى را چند نوبت كشش و غارت كردند و سالها آن تشويش برداشت و هنوز تا رستخيز اگر توالد و تناسل باشد غلبهء مردم بعشرآنچ بوده است نخواهد رسيد و آن اخبار از آثار اطلال و

--> ( 1 ) - تاريخ جهانگشا ج 1 . ( 2 ) - ياقوت ، معجم البلدان ذيل اسم مرو ؛ وفيات الاعيان لابن خلكان چاپ مصر ج 2 ص 317 ؛ طبقات ناصرى از منهاج سراج ، ج 2 ؛ المعجم فى معايير اشعار العجم مقدمهء مصنف بر كتاب ، و غيره .