ذبيح الله صفا
61
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
دمن توان شناخت كه روزگار عمل خود بر ايوانها چگونه نگاشته است « 1 » . . . » بعد از وقايع ماوراء النهر و خراسان حملات سرداران ديگر و مأموران حكومت در ايران يا تكميل فتوحات تاتار درين سرزمين مدتها ادامه داشت . بعد از قوريلتاى سران مغول در سال 626 اردوى عظيمى بفرماندهى جرماغون نوين عازم ايران و تعقيب سلطان جلال الدين خوارزمشاه كه در عراق و آذربايجان كرّوفرّى داشت ، گرديد . جرماغون مأمور بود كه هم كار سلطان جلال الدين را يكسره كند و هم فتوحات مغول را در غزنين و كابل و سند و زابلستان و لرستان و گيلان و اران و آذربايجان و الجزيره و جز آنها تكميل نمايد . اينبار اگرچه امرا و حاميان مملكت تقريبا يكسره از ميان رفته بودند ، ليكن مردم ايران تا آنجا كه مقدورشان بود مقاومت مىكردند . به همين سبب كشتار مردم و ويران كردن شهرها مانند سابق ادامه يافت . قاضى منهاج سراج دربارهء همين اردو مىگويد كه « چون بر طرف عراق آن لشكر برفت ، پنجاه هزار مغل و ديگر اجناس بزرگان تركستان و اسيران خراسان كه روى بدان ديار نهادند ، به قدر صد هزار سوار بود ، در شهور سنهء ثلاث و عشرين و ستمائه . چون بدان ديار رسيدند ، جملهء شهرهاى عراق و جبال و اران و آذربيجان و گيلان و ولايت رستمدار كه در اطراف بحر خزر است تا دربندان و آذربيجان و طبرستان خراب شد ، و همدرين عهد لشكرهاى مغل از طرف تركستان نامزد كابل و غزنين و زابلستان شد . . . و از جانب تركستان طاير بهادر نامزد هرات شد و لشكرهاى مغل به طرف بلاد نيمروز برفت . . . و قلعهء ارگ سيستان را كه بر ركن شرقى و شمالى شارستان سيستانست دربندان دادند و مدّت نوزده ماه در پاى آن قلعه مقام كردند ، هر چند كه كفّار مغول جدّوجهد مىنمودند به هيچوجه در آن قلعه دست نيافتند تا رنجورى
--> ( 1 ) - اشاره است به اين دو بيت منسوب بفردوسى : چو بد كردى از كرده ايمن مباش * نه چشم زمانه بخواب اندرست بر ايوانها نقش بيژن هنوز * بزندان افراسياب اندرست