ذبيح الله صفا
57
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
خبر شوم مرگ اسلام و مسلمين را بدهد و كيست كه ذكر چنين حادثهيى را آسان شمرد ؟ اى كاش از مادر نزاده و يا پيش ازين مصيبت مرده و يكباره از خاطرها محو شده بودم . جماعتى از دوستان مرا بر نگارش اين واقعه برانگيختند ليكن من باز در ترديد بودم تا ملاحظه كردم كه ترك امر سودى نمىدهد . پس مىگويم كه اين عمل متضمن ذكر حادثهيى بزرگ و مصيبتى عظيم است كه گردش روزها و شامها نتوانسته است نظير آن را بياورد . اين بليه همهء خلايق را فراگرفت خاصه مسلمانان را ؛ و اگر كسى بگويد كه از آغاز آفرينش آدم تا امروز آدميان بچنين بلاى بزرگى دچار نشدهاند راست گفته است زيرا هيچيك از تواريخ متضمن واقعهيى نظير آن يا نزديك به آن نيست . از بزرگترين حوادثى كه ذكر مىكنند كارى است كه بخت نصر از قتل و ويران كردن بيت المقدس با بنى اسرائيل كرد . بيت المقدس به نسبت با آنچه اين ملعونان از بلادى كه هر يك از آنها چند برابر آن بوده است ، ويران كردهاند چه ارجى مىتواند داشت ، و شمارهء بنى اسرائيل به نسبت آنان كه در هريك از شهرها بدست اين قوم كشته شدهاند چه ارزشى دارد ؟ شايد آدميان هرگز چنين حادثهيى را تا انقراض عالم نبينند مگر واقعهء يأجوج و مأجوج . اما دجّال دست كم كسانى را كه ازو پيروى كنند بجان امان خواهد داد ليكن اينان بر هيچكس ابقا نكردند بلكه زنان و مردان و كودكان را كشتند ، شكم زنان باردار را دريدند و جنينها را بقتل آوردند . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و لا حول و لاقوّة الّا باللّه العلىّ العظيم ! « آتش اين حادثه در همهجا درگرفت و زيان آن عام بود و بمثابهء ابرى كه باد در دنبال داشته باشد بهمهء شهرها رفت . قومى از طرف چين خروج كردند و قصد بلاد تركستان مثل كاشغر و بلاساغون نمودند و سپس از آنجا بشهرهاى ماوراء النهر مانند سمرقند و بخارا و جز آن تاختند و آنها را تصاحب كردند و با مردمش رفتارى كردند كه بعد ازين خواهيم گفت ؛ پس طايفهيى از آنان بخراسان روى نهادند و بسرعت از تملك و تخريب و نهب و غارت آن فراغت يافتند و از آنجا برى و همدان و شهرهاى جبال و بلادى كه تا حدّ