ذبيح الله صفا

634

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

اگر تو راه حق رفتى بسنّتهاى پيغمبر * احاديث تو چون قرآن هُدىً للمتّقين باشد « 1 » تو چنان شاهى كه در منشور دولت درج كرد * عشق تو عشّاق را انْتُم على الحقِّ المُبين « 2 » از تَوَكّلنا على اللّه نقش كن بر وى اگر * جامهء دينت خوهد از رنگ درويشى طراز « 3 » هر كجا رفتم غمت پيش از من آنجا رفته بود * گفتم از دست غمت ايْنَ المَفَرّ بازآمدم « 4 » و در بعض موارد هم ، كه البته نادرست ، گاه تمام يك مصراع وقف كلام عرب مىشود چنان كه درين دو بيت « 5 » : تير دعاى من بنشانه نمىرسد * الرَّمىُ قد تَواتَرَ و السَّهمُ لا يُصيب من داعى توام باجابت اميدوار * داعيكَ لا يُرَدُّ و راجيكَ لا يُخيب و تركيباتى از قبيل مفردات نجوم « 6 » ، اظفار حور « 7 » ، امطار حزن « 8 » ، شمسهء حق اليقين « 9 » ، رقّ رقيق « 10 » ، صولجان ارجعى « 11 » ، و امثال اينها در ديوان او و پهلوى كلمات و تركيبهاى زيباى فارسى ديده مىشود . امّا به حق بايد گفت كه چون ازينگونه موارد بگذريم اشعار سيف از جملهء آثار خوب فارسى و گاه در فصاحت يادآور آثار شاعران بزرگ پيشين و حتى تا درجه‌يى متمايل بكهنگى است و بعيد نيست كه همين خاصيت سخن او يكى از علل

--> ( 1 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 95 ص 212 ( 2 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 64 ص 141 ( 3 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 80 ص 178 ( 4 ) - ديوان ج 1 قصيدهء شمارهء 69 ص 150 ( 5 ) - ديوان ج 2 غزل شمارهء 74 ص 78 ( 6 ) - ديوان ج 1 ص 37 ( 7 ) - ديوان ج 1 ص 39 ( 8 ) - ج 1 ص 59 ( 9 ) - ج 1 ص 73 ( 10 ) - ج 2 ص 289 ( 11 ) - ج 3 ص 150