ذبيح الله صفا
610
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
شهرتى كه سعدى هم در حيات خود بدست آورد بعد از مرگ او با سرعتى بىسابقه افزايش يافت و او به زودى بعنوان بهترين شاعر زبان فارسى و يا يكى از بهترين و بزرگترين شعراى درجهء اول زبان فارسى شناخته شد و سخن او حجّت فصحا و بلغاى فارسى زبان قرار گرفت . اين اشتهار سعدى معلول چند خاصيت در اوست : نخست آنكه وى گويندهييست كه زبان فصيح و بيان معجزآساى خود را تنها وقف مدح و يا بيان احساسات عاشقانه و امثال اين مطالب نكرد بلكه بيشتر آن را به خدمت ابناء نوع گماشت و در راه سعادت آدميزادگان و موعظهء آنان و على الخصوص راهنمايى گمراهان به راه راست ، به كار برد و درين امر از همهء شاعران و نويسندگان فارسى زبان موفقتر و كاميابتر بود . دوم آنكه وى نويسنده و شاعرى با اطلاع و جهانديده و گرم و سرد روزگار چشيده بود و همهء تجاربى را كه در زندگانى خود اندوخته بود در گفتارهاى خود براى صلاح كار همنوعان بازگو كرد تا ازين راه در هدايت آنان به راه راست موفقتر باشد . سوم آنكه وى سخن گرم و لطيف خود را در نظم و نثر اخلاقى و اجتماعى خويش همراه با امثال و حكايات دلپذير كه جالبنظر خوانندگان باشد بيان كرد و آنان را تنها با نصايح خشك و مواعظ ملالانگيز از خود نرمايند . چهارم آنكه وى در مدح و غزل هر دو راهى نو و تازه پيش گرفت ، در مدح بيان مواعظ و انديشههاى حكيمانهء خود را از جملهء مبانى قرار داد و در غزل و اشعار غنايى خويش هم هرجا كه ذوق او حكم كرد از تحقيق و بيان حكم و امثال غفلت نورزيد . پنجم آنكه سعدى در عين وعظ و حكمت و هدايت خلق شاعرى شوخ و بذلهگو و شيرين بيانست و در سخن جدّ و هزل خود آنقدر لطايف به كار مىبرد كه خواننده خواه و ناخواه مجذوب او مىشود و ديگر او را رها نمىكند . ششم آنكه وى در گفتار خود از بسيارى مثلهاى فارسىزبانان كه از ديرباز رواج داشت استفاده كرده و آنها را در نظم و نثر خود گنجانيده است و علاوه بر اين سخنان موجز و پرمايه و پرمعناى او گاه چنان روشنگر افكار و آرمانهاى جامعهء ايرانى و راهنماى زندگانى آنان افتاده است كه به صورت امثال ساير در ميان مردم رائج شده و تا روزگار ما خاصّ و عام