ذبيح الله صفا

609

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و خواتيم و غزليات قديم » را جمع كرد و بر طريق حروف تهجى مطلعهاى آنها را منظم نمود « و چند نسخه بدين نمط بيرون آمد » و « بعد از هشت سال كه ازين تاريخ بگذشت » متوجه نقص اين روش شد و باشارت دوستان تصميم گرفت كه از قصايد و غزلهاى شيخ به ترتيب حروف آخر آنها فهرستى تنظيم كند تا يافتن ابيات و اشعار آسانتر باشد و به همين سبب « بر حروف آخر از هر غزل بر طريق حروف تهجى فهرستى نهاد و در آخر رجب سنهء اربع و ثلثين و سبعمائه باتمام رسانيد » و تنها تصرّف او در كار نخستين جامع كليات آثار شيخ آن بود كه رسالهء مجلس هزل را كه در اول كتاب آورده بود به آخر آن برد و به خبيثات و مطيبات منضم ساخت و ازينروى عدد رسالات و كتابها از بيست و سه به بيست و دو تقليل يافت . دربارهء اين رسالات و كتب آنچه منظوم بود پيش ازين سخن گفتيم و دربارهء آنچه منثورست در فصل نثر بحث خواهد شد و درينجا فقط افزودن اين نكته لازمست كه ازين بيست و دو جزء ، قسمت اول مقدمه‌ييست ظاهرا از نخستين جامع كليات آثار شيخ در معرفى كليات و اينكه درين كتاب جدّ و هزل و نظم و نثر و تركى و پارسى و عربى همه جمع شده و بمنزلهء سفينه‌يى كاملست . علاوه بر اين از همين جامع نخستين مقدمه‌ها و توضيحاتى بنثر بر رساله‌هاى سوم و چهارم و ششم ديده مىشود كه غالبا نمايشگر احوال سعدى و ارتباطات يا بعض اقوال اوست و اين رساله‌ها عبارتند از پاسخ پنج سؤال شمس الدين صاحب ديوان ، رساله در جواب سؤال منظوم سعد الدين نطنزى دربارهء عقل و عشق و رساله‌يى متضمن سه حكايت اباقا و امير انكيانو و شمس الدين تازيكو « 1 » .

--> ( 1 ) - برخى از معاصران كلمهء تازيكو را با گاف فارسى خوانده‌اند يعنى كسى كه به عربى سخن گويد ، و بعضى آن را ( تازى ) مىنويسند و ظاهرا تازيكو با كاف صحيح و مركب است از تازيك ( تاجيك ) و « واو ما قبل مضموم » علامت تصغير ، و بايد دانست كه اين شمس الدين تازيكو از تجار بزرگ ايرانى فارس بود كه كليهء ماليات فارس را بنابر رسم زمان بمقاطعه گرفته بود .