ذبيح الله صفا
596
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و هدايت « 1 » سعدى را مريد شيخ عبد القادر گيلانى ( م 561 ) نوشتهاند اشتباه محض است و اين اشتباه از غلطى نشأت كرده است كه ظاهرا از ديرباز در حكايت دوم از باب دوم گلستان « 2 » از بعض نسخ اين كتاب رخ داده . چند سالى را كه سعدى در بغداد گذراند بايد بدوران تحصيل و كسب فيض از بزرگترين مدرّسان و مشايخ عهد كه در آن شهر مجتمع بودهاند ، و به « تلقين و تكرار » در نظاميّه « 3 » تقسيم كرد و گويا بعد از طى اين مراحل بود كه سفرهاى طولانى خود را در حجاز و شام و لبنان و روم آغاز كرد « 4 » و بنا بگفتار خود در اقصاى عالم گشت و با هركسى ايّام را بسر برد و بهر گوشهيى تمتّعى يافت و از هر خرمنى خوشهيى برداشت « 5 » و
--> ( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 274 ( 2 ) - حكايت : عبد القادر گيلانى را رحمة اللّه عليه ديدند كه در حرم كعبه ، روى بر حصبا نهاده همى گفت : اى خداوند ببخشاى . . . » . در پارهيى نسخ « ديدند » به « ديدم » تبديل و منشاء اشتباه مذكور در متن شده است . ( 3 ) - مرا در نظاميه ادرار بود * شب و روز تلقين و تكرار بود ( 4 ) - دربارهء سفرهايى كه درين بلاد داشته و حوادثى كه براى او پيش آمده بايد بموارد مختلف بوستان و گلستان سعدى مراجعه كرد ، مخصوصا مراجعه شود به كليات سعدى چاپ مرحوم فروغى ، تهران سال 1320 شمسى ( 5 ) - در اقصاى عالم بگشتم بسى * بسر بردم ايام با هركسى تمتع بهر گوشهيى يافتم * ز هر خرمنى خوشهيى يافتم