ذبيح الله صفا

597

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بقول جامى « اقاليم را گشته و بارها به سفر حج پياده رفته » « 1 » و بنابر نقل دولتشاه « چهارده نوبت حج كرده و بغزا و جهاد به طرف روم و هند رفته » « 2 » ، اما معلوم نيست سفرهاى او در بلاد مشرق از قبيل كاشغر و هند و شكستن بت سومنات كه خود بدانها اشاره مىكند در همين دوران اتفاق افتاده باشد و حتى نمىتوان گفت كه واقعا اشاراتى كه دربارهء اين گونه سفرهاى اخير دارد واقعى است و يا از باب تلفيق حكايات و قصص بيان شده است . سفرى كه سعدى در حدود سال 620 - 621 آغاز كرده بود مقارن سال 655 با بازگشت بشيراز پايان يافت . در مراجعت بشيراز سعدى در شمار نزديكان سعد بن ابى بكر بن سعد بن زنگى درآمد ولى نه بعنوان يك شاعر دربارى ، بلكه بنابر اكثر اقوال ، و همچنانكه از مطالعه در آثار او برمىآيد ، در عين انتساب بدربار سلغرى و مدح پادشاهان آن سلسله ، و نيز ستايش عده‌يى از رجال كه در شيراز و يا در خارج از شيراز مىزيسته‌اند ، زندگى را بآزادگى و ارشاد و خدمت بخلق در رباط شيخ كبير شيخ ابو عبد اللّه خفيف مىگذرانيده « 3 » و با حرمت بسيار زندگانى را بسر مىبرده است . عظمت مقام او در شعر و نثر و اخلاق و حكم باعث شد كه دربارهء وى و نحوهء زندگانيش رواياتى افسانه مانند رواج يابد كه نمونهء قديمترى از آنها را مىتوان در تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى مطالعه كرد . بهرحال عمر سعدى در شيراز بنظم قصائد و غزلها و تأليف رسالات مختلف او شايد بوعظ و تذكير مىگذشت و درين دوره يك بار نيز سفرى به مكه كرد و از راه تبريز بشيراز بازگشت و چنان كه از مقدمهء رسالهء ششم از آثار منثور شيخ برمىآيد وى درين سفر با شمس الدين صاحب ديوان جوينى و برادرش ملاقات نمود و در خدمت

--> ( 1 ) - نفحات الانس ص 600 ( 2 ) - تذكرة الشعرا ص 223 ( 3 ) - علاوه بر اشارهء جامى درين باب از رسالهء شمس الدين تازيكو در كليات شيخ اين معنى به خوبى آشكار مىشود .