ذبيح الله صفا

551

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

از راه اعتماد بر قول مرحوم ادوارد برون در گنج سخن ( جلد دوم ) دربارهء سال وفات امامى آورده‌ام غلط است . امامى از جملهء شاعران بزرگى است كه در قرن هفتم شيوهء شاعران مشرق و حتى زبان و غالب تركيبات و مضامين شعرى آنان را در نظم قصايد خود حفظ كرد و مانند غالب آنان مدّاح زبردست و غزلسراى خوش‌سخنى است و در عين حال بنابر ذوق اهل زمان گاه ببيان خود چاشنى عرفان مىدهد زيرا خود در مراحل سلوك سير مىكرد و در راه فقر غاشيهء سلطان اوليا زين الدين پيرهند را بر دوش مىكشيد . از ديوان وى كه شامل مدايح سلاطين و امرا و وزراء عهد در هرات و كرمان و اصفهانست ، نسخى در دست است و تا حدود دو هزار بيت يا اندكى بيشتر شعر از قصيده و غزل و رباعى و قطعه و ترجيع و تركيب دارد ؛ و اثر ديگر او رساله‌يى است بتازى در شرح قصيدهء ذو الرمّه ( ما بال عينك منها الماء ينسكب ) . ازوست : ترك من پوشد ز آتش پرنيان بر روى آب * ماه من بندد ز سنبل سايبان بر آفتاب سنبل او مهر پرور مهر او سنبل پناه * آب او در عين آتش آتش او عين آب پيش آب و آتش رخسار و تاب سنبلش * همچو سنبل پر ز پيچم همچو آتش پر ز تاب جزع و لعلش را روا باشد كه گويى كرده‌اند * از صحيح سِحر و قانونِ لطافت انتخاب لعل اوراح است و خون ديدهء من زو مدام * جزع او مست است و دل در سينهء من زو خراب نرگس پيمان‌شكن در سايهء مشكين هلال * غنچهء شكّرفشان پيرايهء دُرّ خوشاب جز خيال جزع مست و لعل خونخوارش نديد * آسمان گِردِ جهان چندانكه گشت اندر شتاب اى ز غنچه نرگست هم مست مى هم مست سحر * وى ز لاله سنبلت هم پر ز چين هم پر ز تاب سنبلت خورشيد ساى و نرگست سحرآزماى * غنچه‌ات ياقوت پيكر لاله‌ات عنبر نقاب ماه گردون هر زمان از مهرِ ماهِ روى تست * همچو مهر از راىِ خورشيد زمين در اضطراب آصف جمشيد دولت صاحب خسرو نشان * پيشواى ملك و ملت دستگير شيخ و شاب آسمان داد فخر الملك شمس الدين كه نيست * آسمان را پيش پاىِ قدرِ او وَقعِ تُراب