ذبيح الله صفا

550

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

خود خوشتر مىيافت ، و گرنه ذوق سليم نمىتواند منكر ترجيح گفتار شيخ شيراز بر معاصران او باشد . بهرحال بنابر روايت ظاهرا مجعول مذكور امامى در پاسخ مجد اين رباعى را ساخت : در صدر بلاغت ارچه با دسترسم * در عالم نظم ارچه مسيحا نفسم دانم كه به خاك دَرِ دستور جهان * سَحبان زمانه مجد همگر نرسم و سعدى داورى نادرست مجد همگر را بدينگونه جبران كرد : هركس كه بپايگاه سامى نرسد * از بخت بد و سياه كامى نرسد همگر كه بعمر خود نكردست نماز * آرى چه عجب گر بامامى نرسد . وفات امامى بسال 686 اتفاق افتاده و اقوال ديگر منبى از وقوع اين واقعه بسال 676 « 1 » يا 667 ه باطلست . محمد بن بدر جاجرمى صاحب مونس الاحرار از فخرى اصفهانى كه نامش را پيش ازين آورده‌ايم قطعهء ذيل را در تاريخ وفات امامى و بدر جاجرمى و مجد همگر نقل كرده است : شيخ اصحاب امامى هروى * مجد همگر كه بود صدر كُفات بدر جاجرمى آن نكوسيرت * در سپاهان چو در رسيد ممات در ثمانين و ستّ و ستّمائه * به دو مه يافتند هر سه وفات و مقصود شاعر از « ثمانين و ستّ و ستمائه » در بيت اخير « ستّ و ثمانين و ستّمائه » است كه بضرورت شعرى آن را واژگونه كرد ، يعنى ششصد و هشتاد و شش ، و باز در همان كتاب قطعهء ذيل در ذكر تاريخ وفات امامى آمده است : افسوس كه در هفدهم ماه محرّم * در ششصد و هشتاد و شش آن ذات مكرّم قانون هنر ، زبدهء ارباب حقائق * بگزيده امامى بسخن اكمل و اعلم در شهر النجان ز جهان رفت و بپوشيد * از رفتن او شخص هنر جامهء ماتم با تربت او باد قرين رحمت ايزد * و ز روح پيمبر مددش باد دمادم بدين ترتيب تاريخ قطعى فوت امامى هفدهم محرّم سال 686 است و تاريخ 667 كه پيش ازين

--> ( 1 ) - مجمع الفصحاء هدايت ج 1 ص 98 .