ذبيح الله صفا

549

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بنابر روايت مشهور و ظاهرا مجعولى كه دولتشاه سمرقندى نقل كرده « روزى خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان و ملك معين الدين پروانه « 2 » كه در عهد اباقا خان حاكم ممالك روم بود ، و مولانا نور الدين رصدى ، و ملك افتخار الدين كرمانى كه از نژاد ملك زوزن است ، هر چهار فاضل باتفاق قطعه‌يى بحضور خواجه مجد الدين همگر فارسى فرستادند ، و از او استفسار كردند ، پروانه گفت : ز شمع فارس مجد ملت و دين * سؤالى مىكند پروانهء روم ملك افتخار الدين و نور الدين رصدى گفتند : ز شاگردان تو هستند حاضر * رهى و افتخار و نور مظلوم صاحب ديوان گفت : چو دولت حضرتت را هست لازم * دعاگو صاحب ديوان ملزوم ز شعر تو و سعدى و امامى * كدامين به پسندند اندرين بوم تو كن تعيين اين چون ملك انصاف * بود در دست تو چون مهره در موم خواجه مجد الدين در جواب اين رباعى فرستاد : ما گرچه بنطق الى آخر رباعى . . . اين فضل را كه در حقّ امامى گفته‌اند ، در شيوهء صنايع بدايع شعرى بوده باشد و الّا سخن شيخ سعدى را مرتبهء عالى و مشرب او را درجهء وافيست ، از حقيقت و طريقت سخن او نشان مىدهد ، و از نمكدان لطافت آنى دارد . . . » « 1 » داورى مجد همگر و ترجيح دادن امامى بر سعدى همچنانكه قدما نيز متذكّر شده‌اند « 3 » شايد از آنجهت بود كه امامى بيشتر در سخنورى بروش قدماى خراسان توجه داشت و مجد همگر نيز كه خود از پيروان مكتب شاعران آن سامانست طبعا سخن امامى را بمذاق

--> ( 1 ) - تذكرة الشعراء دولتشاه ، چاپ تهران ص 183 - 185 . ( 2 ) - معين الدين سليمان بن على پروانهء ديلمى از وزراى سلاجقهء روم و حكمران آسياى صغير از جانب اباقا خان ، مقتول بسال 675 هجرى . ( 3 ) - دولتشاه ص 185 .