ذبيح الله صفا
534
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
اگرچه محمد مفيد مستوفى بتفصيل و با آب و تاب بيشترى نقل كرده است « 1 » ، ليكن در واقع منسوب بعبيد زاكانى است . چنان كه نوشتهاند مجد همگر خطى نيكو داشت و تند مىنوشت ، از آن جمله گويند سلجوقنامه را براى بهاء الدين پسر شمس الدين محمد صاحبديوان كه حاكم اصفهان بود در روز دوشنبه سلخ رمضان سال 669 هجرى يكباره و بتمامى استنساخ كرد و از آن وزيرزاده در پاداش آن سه هزار دينار جايزه گرفت « 2 » و بهرحال از آثار او معلوم مىشود كه براى بزرگان استنساخ كتاب مىكرده است و از آن جمله كتاب قابوسنامهء عنصر المعالى كيكاوس را در سال 673 براى كتابخانهء بهاء الدين محمد جوينى نوشته و قطعهء ذيل را در باب اتمام آن سروده است « 3 » : بامر نافذ مخدوم صاحب ديوان * بهاء دولت و دين خواجهء مباركپى كمينه چاكر فرمانپذير دادنيى « 4 » * بدست خويش ، كه فرمان پذيرش آمدنى كدام چاكر داعيش مجد پارسى آن * كه ديده است بسى شاه را چو خسرو وكى نوشت دفتر قابوسنامه را بخطى * چو آفتاب هويدا و در نظر چو جُدَى بروز بيست و هفتم ز ماه ذيقعده * بسال ششصد و هفتاد و سه بخطهء جى بدان زمانه كه بد مر مراحل عمرش * گذشته شصت و شش از كاروان آذر و دى بدان اميد كه مىخواند او و مىماند * بيادگار ز من بنده در خزانهء وى . . .
--> ( 1 ) - جامع مفيدى چاپ تهران 1340 ص 422 - 423 ( 2 ) - معلوم نيست كه اين سلجوقنامه همان سلجوقنامهء منظوم معروف از ملك الشعراء قانعى طوسى بود يا سلجوقنامهء ديگر يعنى تلخيص از اوامر العلائيهء ابن بى بى معروف به سلجوقنامه كه بجاى خود دربارهء آنها سخن رفت . ( 3 ) - مأخوذ از كتاب « از سعدى تا جامى » ( جلد سوم تاريخ ادبيات فارسى برون ) ترجمهء آقاى على اصغر حكمت ، چاپ دوم ص 169 . ( 4 ) - در اصل : كمينه چاكر فرمان پذيرش دادش .