ذبيح الله صفا
535
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و باز نسخهيى از كتاب كليله و دمنه را براى شمس الدين محمد بن احمد كيشى ( م 694 ه ) « 1 » در همان سال 673 استنساخ نموده و درين باب چنين گفته و نوشته بود « 2 » : به حكم و خواهش شمس الانام و الملّة * كه دارد امرش بر سائقِ قَدَر پيشى امام مفتى دوران محمّدِ ادريس * خدايگان شريعت محمد كيشى نوشت چاكر و داعيش مجد پارسى آن * كه چون سعادت كرده است بر درش خويشى كتاب حكمت و پند كليله را بخطى * كه در ثمن برد از لؤلؤ و سمن بيشى بسال ششصد و هفتاد و سه بخطهء جى * كه شد تهى ز بدانديشى و جفا كيشى بعهد صاحب ديوان بهاء دولت و دين * كه شير در گلهء بخت او كند ميشى ز نوك كلكش چشم مخالف آن بيناد * كه اين نمايد ريشى و آن كند نيشى مجد همگر همچنانكه معاصران وى قبول داشته و تذكرهنويسان و ناقدان سخن كه بعد ازو بودهاند پذيرفتهاند ، و نيز چنان كه از آثار او برمىآيد ، از شاعران تواناى قرن هفتم و از بقية السّيف استادانى است كه در آغاز آن قرن تربيت يافته بودند و شيوهء استادان پيشين را در سخن دنبال مىكردند ، و او بيشتر بسبك شاعران خراسان در قرن ششم تمايل داشته و تا حدّى داراى همان وسعت اطلاع از زبان پارسى درى و همان ذوق و مهارت درآوردن تركيبات درست و زيبا بوده است . وى خواه در قصائد و خواه در غزلها و رباعيهاى خود غالبا سخن سهل و روان و برگزيده و منتخب دارد . انديشهاى باريك و مضمونهاى دقيقش قابل توجه و عنايتست و در ميان ترانهاى لطيف متعدد عاشقانهاش گاه بمضامين حكمى و اجتماعى نيز مىتوان بازخورد . نسخ ديوان او بيشتر از 3000 بيت يا اندكى بيشتر ندارد . از اشعار اوست :
--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به شد الازار ص 110 - 113 . ( 2 ) - منقول از كتاب از سعدى تا جامى ص 169 - 170 .