ذبيح الله صفا

519

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ذو الفقار به خدمت سلطان محمّد خوارزمشاه قاعدة مىبايست در دورانى صورت گرفته باشد كه آن سلطان در عراق بسر مىبرده و براى حمله ببغداد آماده مىشده يعنى در سال 614 يا 615 كه سلطان محمّد به قصد برانداختن خلافت آل عباس تا اسدآباد همدان پيش تاخت و سپس به تفصيلى كه در همين كتاب آمده « 1 » بخراسان بازگشت . قبول اين قول اندكى دشوار به نظر مىآيد زيرا اگر چنين بود مىبايست سيّد ذو الفقار در حدود سال 614 يا 615 اقلّا 25 سال عمر كرده و بدين تقدير در حدود سال 590 ولادت يافته باشد و درين صورت عمر او هنگام وفات قريب به صد سال مىرسيد و اين خود مستبعد به نظر مىآيد . بهرحال از « نظم مقامات و تواريخ سلطان » بوسيلهء سيّد ذو الفقار اطّلاعى در دست نيست و بيش از آنچه از تذكرة الشعرا نقل كرده‌ايم از روى آن كتاب آشنايى با احوال سيّد ذو الفقار ميسّر نمىشود مگر آنچه دربارهء قصيدهء مصنوع او باختصار آورده است ، ولى اطّلاعات آذر دربارهء اين شاعر مشروح‌تر است . وى مىگويد كه سيّد ذو الفقار « در عهد سلاطين مغول بوساطت خواجه محمّد ماسترى وزير به خدمت اتابك يوسف شاه لر رسيد كه او بفرمان اباقا خان والى خوزستان و كوه‌گيلويه و فيروزان و جرفاذقان بوده ، و از دولت اتابك و عنايت آن وزير عديم النظير عمرى بعشرت گذرانيده و قصائد غرّا در مدح ايشان گفته » « 2 » . اين اتابك يوسف شاه كه سيّد ذو الفقار بمدح او روزگار مىگذاشته ، از اتابكان لر بزرگ معروف به آل فضلويه است كه پيش ازين ذكرى از آنان زير عنوان « اتابكان لرستان » شده است « 3 » . يوسف شاه در عهد اباقا خان و سلطان احمد و ارغون مىزيسته و خوزستان و كوه‌گيلويه و شهر فيروزان ( در هفت فرسنگى اصفهان ) و گلپايگان و لرستان را در اختيار داشته و از 672 تا 688 حكمرانى كرده است . در ديوان سيّد ذو الفقار مدايحى ازين اتابك لر ملاحظه مىشود و علاوه بر او امراى ديگر زمان را نيز مدح مىگفته

--> ( 1 ) - جلد دوم چاپ اول ص 212 ( 2 ) - آتشكده چاپ بمبئى ص 49 ( 3 ) - همين كتاب و مجلد ص 20