ذبيح الله صفا

487

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

12 - قانعى « 1 » ملك الشعرا امير بهاء الدين احمد بن محمود قانعى طوسى از شاعران پارسىگوى ايرانى در آسياى صغير و از مقدّمان آن گروه در ديار مذكورست . ولادتش در اواخر قرن ششم هجرى « 2 » در طوس اتفاق افتاد و او تا حملهء مغول بخراسان در آن ديار بكسب فضائل و سخنورى اشتغال داشت و از جملهء كسانيست كه توانست در گيرودار هجوم آن ددان خون‌آشام از ورطهء بلا جان بسلامت برد و ديرگاهى بعد از خروج از موطن خود بعزّت و اقبال زندگانى كند . اسم و عنوانش در كتاب مناقب العارفين افلاكى و در آغاز و انجام نسخه‌يى از كليله و دمنهء منظوم او مورّخ بتاريخ ذى قعدهء سال 863 هجرى كه

--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به : * مناقب العارفين از شمس الدين احمد افلاكى ، آنقره 1961 ص 221 ، 322 و 595 ؛ باضافهء منابعى كه در ذيل صفحهء 221 ازين كتاب نشان داده شده است . * Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum vol II P 582 - 584 * كليله و دمنهء منظوم قانعى نسخهء عكسى كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، بشمارهء ( ف 1391 ) * از سعدى تا جامى چاپ دوم ص 158 * تاريخ مفصل ايران ( عهد مغول ) از مرحوم عباس اقبال آشتيانى چاپ دوم ص 536 - 537 * تاريخ نظم و نثر در ايران ، مرحوم سعيد نفيسى ، ص 161 ( 2 ) - در ابياتى از مقدمهء كليله و دمنهء منظوم قانعى مىگويد كه در حملهء مغول بخراسان ( يعنى در 617 - 618 هجرى ) وى شاعرى بود كه سخنانش خريدار داشت و بنابراين مىبايست سنش در آن هنگام بحدود بيست تا بيست و پنج بالغ بوده باشد .