ذبيح الله صفا

457

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

نسبت بمولوى با حرمت بسيار رفتار مىكرده‌اند چنان كه به خدمت او مىرسيده و در مجالس سماع وى حاضر مىشده‌اند ؛ و در مناقب العارفين مطالبى بتكرار آمده كه نشان‌دهندهء ارادت سلاطين مذكور بمولوى است ؛ و علاوه بر سلطانان مذكور بسيارى از وزرا و امرا و رجال دربارى آنان كه ذكر نامشان كار را بتطويل مىكشاند سر بر آستان « خداوندگار » مىسودند و از ميان آن بزرگان مهمتر و متنفذتر از همه معين الدين پروانه ( مقتول بسال 675 ه ) بود كه در عهد ضعف سلاجقهء روم در حقيقت سمت نيابت ايلخان را در آن سرزمين داشت . از بندگيها و ارادتهاى او نسبت بمولوى مطالبى بتكرار در مناقب العارفين نقل شده است . معين الدين غالبا براى استماع مجالس « مولانا » به « مدرسهء » او مىرفت و به همين سبب هم قسمتى از « فيه ما فيه » كه حاوى خلاصه‌يى از مجالس مولويست خطاب به همين معين الدين پروانه است و از آنچه در مناقب العارفين و فيه ما فيه مىتوان دريافت چنين معلومست كه مولوى گاه با اين سلاطين و بزرگان از سر استكبار و بىنيازى معامله مىكرد . از ميان عرفا و شاعران و نويسندگان مشهور كه در قونيه با مولانا همزمان يا معاصر بودند صدر الدين قونوى ( كه ارادت تام بمولوى داشته و بر جنازهء او نماز خوانده بود ) و عراقى و نجم الدين دايه و قانعى طوسى ملك الشعراء سلاجقهء روم و علامه قطب - الدين محمود بن مسعود شيرازى ( كه يكچند قاضى شهر سيواس بود و در قونيه به خدمت مولانا رسيد ) و قاضى سراج الدين ارموى ( م 682 ) صاحب كتب مبسوط در منطق « 1 » را مىتوان نام برد . وفات مولانا جلال الدين بنابر اصح اقوال در پنجم جمادى الآخر سال 672 اتفاق افتاده است . درين‌باره قول پسرش سلطان ولد در مثنوى معروف به ولدنامه چنين است : بعد از آن نقل كرد مولانا * زين جهان كثيف پر ز عنا

--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به همين كتاب و همين مجلد ص 243 - 244 .