ذبيح الله صفا

458

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

پنجم ماه در جماد آخر * بود نقلانِ آن شهِ فاخر سال هفتاد و دو بُده بعدد * ششصد از عهد هجرت احمد چشم زخمى چنين رسيد بخلق * سوخت جانها ز صدمت آن برق لرزه افتاد در زمين آن دم * گشت نالان فلك در آن ماتم . . « 1 » و افلاكى گفته است كه : « انتقل قدّس اللّه سرّه العزيز من عالم الملك الى ممالك الملكوت يوم الاحد وقت غروب الشمس خامس جمادى الآخر سنة اثنين و سبعين و ستمائة » « 2 » و بنابراين قول دولتشاه كه گويد وى « در شهور سنهء احدى و ستين و ستّمائة » درگذشت صحيح نيست خاصّه كه او خود گفته است كه درين هنگام « سنّ مباركش شصت و نه سال بوده » « 3 » زيرا چون سال ولادت مولانا در غالب مآخذ « اربع و ستّمائة » ( 604 هجرى ) ثبت شده طبعا شصت و نه سالگى او مصادف با سال 672 مىشود نه تاريخى كه دولتشاه گفته است . در مجالس المؤمنين چاپ تبريز سال مرگ مولوى هشتصد و هفتاد و دو نوشته شده و مسلم است كه « ششصد » در كتابت باشتباه « هشتصد » گرديد . در تذكرهء مرآت الخيال امير على شيرلودى « 4 » قول دولتشاه و ساير اقوال در وفات مولانا يك جا نقل شده و آذر « 5 » نيز قول دولتشاه را تكرار كرده است و بهرحال قول سند همانست كه از سلطان ولد و افلاكى نقل كرده‌ايم . مرگ مولوى در قونيه به صورت واقعه‌يى سخت تلقّى شد چندانكه هم بروايت افلاكى « 6 » و هم بتصريح سلطان ولد « 7 » تا چهل روز مردم سوگ داشتند و بسى عرسها به ياد آن بزرگ

--> ( 1 ) - ولدنامه ص 121 ( 2 ) - مناقب العارفين ص 596 ( 3 ) - تذكرة الشعرا چاپ تهران ص 221 ( 4 ) - مرآت الخيال چاپ بمبئى ص 42 - 43 ( 5 ) - آتشكده چاپ بمبئى ص 308 ( 6 ) - مناقب العارفين ص 591 - 592 ( 7 ) - ولدنامه ص 121 - 122