ذبيح الله صفا
410
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
نام برآوردن و كسب شهرت است در حرفهء خود و اين حال مربوط مىشود باوايل كار و دوران جوانى آنان كه معمولا مقارن با ورودشان در دستگاههاى امارت و رياست بوده است بعد از كسب مهارت در سخنورى ، و چنان كه مىدانيم فريد يكى از معروفترين قصايد خود را ( در صفت شب و ستارگان ) در اصفهان سروده بود « 1 » . بعضى از محققان تصور كردهاند « 2 » كه فريد از خراسان نخست بشيراز و پس از چند گاهى از آنجا باصفهان رفت و در خدمت آل صاعد درآمد و در آن شهر ساكن شد تا مرد . اين سخن مقرون باشتباهست زيرا چنان كه خواهيم گفت ممدوحين اصلى فريد از اتابكان فارس سعد بن ابو بكر بن سعد بن زنگى و جانشينانش تا ابش خاتون بودهاند و بنابراين فريد در اواخر حيات خود در خدمت آن سلسله بود و معلوم نيست بعد از آن روزگار كه مصادف با سنين بعد از 663 هجرى مىشده است ، ديرگاهى زيسته باشد . تذكرهنويسان فريد را از اقران و مصاحبان امامى هروى « 3 » دانستهاند ولى آذر بيگدلى ازين فراتر رفته و گفته است « بعضى او را فرزند امامى دانستهاند » « 4 » و بطلان اين سخن نيك مشهودست . و باز نوشتهاند كه در ميان وى و شعراى عراق و فارس كه در آن زمان بودند رقابت افتاد و درين رقابت هركدام قصيدهيى نزد صدر الشريعهء بخارى فرستادند و او امير ركن الدين مير آب را كه از ادباى معروف زمان بود بامتحان ايشان گماشت و
--> ( 1 ) - در قصيدهيى بدين مطلع : نماز شام كز امواج اين درياى دولابى * فرو شد زورق زرين برآمد طشت سيمابى گويد كه آن را به مدت يك هفته در اصفهان سرود : بيك هفته در اصفاهان فريد اين شعر انشا كرد * عجايب داشت طبع او ازين تيزى و اشتابى ( 2 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ص 166 . ( 3 ) - رجوع كنيد بشرح احوال او در همين مجلد . ( 4 ) - آتشكده چاپ آقاى سادات ناصرى ص 971 .