ذبيح الله صفا
366
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بودهاند ، يك بار وزير شمس الدين التتمش و بعد از يكصد و شصت و اندى سال وزير محمود شاه تغلقى دانسته است « 1 » . علت اساسى اينهمه خلطها و اشتباهها آنست كه ممدوح اصلى و اساسى سراج الدين سگزى يعنى سلطان تاج الدين ابو المكارم پادشاه مكران و برادرش نصرت الدين ابو الخطاب بن خسرو بن حسن و قطب الدين سلطان شاه بن تاج الدين ابو المكارم و ناصر الدين محمد بن سلطان شمس الدين التتمش نشناخته و او را بسبب عدم اطلاع از احوالش از دورهء غزنويان تا عهد سلاطين نيمروز ( آل خلف ) در سيستان و سپس تا عهد محمد بن تغلق و امثال اينها كشانيده و در ادوار تاريخى بالا و پايين بردهاند درحالىكه مسلما سراج الدين سگزى در قرن هفتم مىزيسته و هم از آغاز آن قرن در كار خود شهرت و بدربار امراى محلى جنوب شرقى ايران و ناحيهء سند اختصاص داشته است و بىترديد دوران حياتش از قرن هفتم تجاوز نكرده و به هيچ روى بسدهء هشتم هجرى نكشيده است . در قصيدهيى كه در ستايش سلطان نصرة الدين ابو الخطّاب خسرو مكران ساخته اشارهيى صريح دارد به شعبان سال 609 هجرى و او درين تاريخ در خدمت امير مذكور در مكران بسر مىبرده است . مىگويد : ماه فروردين درآمد روز نوروز قديم * سال هجرت خى و طى بر حكم احكام حكيم بيست و سه از ماه كانون در شمار روميان * بيست و هفت از ماه شعبان بر حساب مستقيم شد علامات زمستان سرنگون چون برفراشت * مُنهىِ دَور فلك راياتِ نوروز قديم پس اين قصيده در بيست و هفتم شعبان سال خى و طى ( - 609 ) سروده شده و روشنترين تاريخى است كه مىتوانيم راجع بعهد شاعر بدست آوريم . بعد ازين تاريخ صريح بتاريخ روشن ديگرى در قصايد سراجى سگزى بازمىخوريم
--> ( 1 ) - دربارهء اين هر دو « سيد سراج الدين سگزى » رجوع شود به « تاريخ نظم و نثر در ايران » ص 172 و ص 222 - 223