ذبيح الله صفا
342
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مقدّمات براى بيان تاريخى كه مقصود اوست كلمه يا جملهيى از حروف مذكور ترتيب مىدهد و آن را بيشتر در پايان گفتار خود مىآورد ، و يا گاه بذكر حرفى از حروف ، اگر كافى باشد ، اكتفا مىكند . در اينجا براى نمونه بعضى از ماده تاريخها را كه در همين دوره ساخته شده مىآوريم و پيداست كه بعد ازين نيز بمناسبت نمونهايى ديگر مذكور خواهد افتاد : قطعهء ذيل در ذكر تاريخ فوت عطا ملك جوينى است : علاء دولت و دين آن وزيرى * كه حاكم بود اندر ملك بغداد چو مخفى گشت زير پردهء خاك * خفا از سال تاريخش خبر داد « 1 » . و « خفا » مساويست با 681 ( سنهء احدى و ثمانين و ستّمائه ) ؛ و قطعهء زيرين دربارهء تاريخ قتل سلطان احمد تكودارست : سپهر عدل تكودار مشترى ديدار * كه بود سرور خانان خطّهء ايران ز دستبرد قضا پشت او شكست و ليك * نمود سال شكستن ظهور از لب خان « 2 » و « لب خان » مساويست با 683 ( سنهء ثلث و ثمانين و ستمائة ) . و اين قطعه را اديب عبد اللّه وصّاف الحضرة در قتل خواجه شمس الدين صاحبديوان سرود : خورشيد ملك صاحب ديوان شرق و غرب * آن كش زمانه چاكر و گردون مريد شد در سال خ چو جيم بفا گشت متّصل * ز آن پس كه دور مدّت عمرش مديد شد وقت نماز ديگر اندر حد اهَر * روز دوشنبه چهارم شعبان شهيد شد « 3 » و « خ » ( 600 ) + « ج » ( 3 ) + « ف » ( 80 ) مساويست با 683 ( سنهء ثلث و ثمانين و ستّمائة ) . . . از فوائد مهمّ اين مادّه تاريخها ثبت و حفظ دقيق تاريخها بوده و به همين سبب از
--> ( 1 ) - حبيب السير ج 3 ص 121 ( 2 ) - ايضا ص 124 ( 3 ) - تاريخ وصاف چاپ تهران ص 141 - 142