ذبيح الله صفا
329
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
منظومهء حماسى ديگرى از قرن هفتم ( و شايد اوايل آن قرن ) داريم بنام زراتشتنامه كه بايد آن را تنها حماسهء دينى در عهد مورد مطالعهء ما دانست . تاكنون عادة اين منظومه را متعلّق بزرتشت بهرام پژدو شاعر اواخر قرن هفتم نسبت مىدادند ليكن چنان كه به زودى خواهيم ديد منظومهء مذكور كه ببحر متقارب و در حدود 1500 بيت است ، از شاعريست بنام كاوس كى ( يا : كيكاوس ) پسر كيخسرو رازى كه ظاهرا در اوايل قرن هفتم و بهرحال پيش از زراتشت بهرام پژدو مىزيست . اسكندرنامهاى منظوم ازين عهد ببعد همگى بتقليد از نظامى گنجهيى شاعر استاد پايان قرن ششم ، و بپيروى از اسكندرنامهء او ، كه خود متأثّر است از داستان اسكندر در شاهنامهء فردوسى ، سروده شد . اين منظومهها در حقيقت نوعى از منظومههاى تاريخى ولى تحت تأثير داستانهاييست كه يا داستانگزاران ايران دربارهء اسكندر جعل كرده و بر آن افزودهاند و يا منشاء آنها را مىبايست در رمانى كه بكاليستنس نسبت داده شده بود جستجو كرد . در عهد مورد مطالعهء ما كسى كه بتقليد از نظامى اسكندرنامهيى ساخت امير خسرو دهلوى صاحب آثار مشهورست كه « آيينهء سكندرى » خود را بنام علاء الدين محمّد شاه از سلاطين هند در سال 699 بنظم كشيد . داستانسرايى امّا داستانسرايى در قرن هفتم و هشتم ضمن رواج و انتشارى كه داشت ، تا درجهيى متأثّر بود از كار نظامى گنجهيى ، و يا دنبالهگيرى كار و شيوهء او بود در ترتيب موضوع داستانها و كيفيت نظم آنها . با اين حال بايد متوجّه بود كه شاعرانى از قبيل خسرو و خواجو كه دنبالكنندگان شيوهء نظامى درين عهدند ، از ابتكار مطالبى هم براى داستانهاى خود غافل نبودند و حال آنكه اين نيروى ابتكارى در قرنهاى آينده كمتر مىشود . بعضى از داستانهاى منظوم امير خسرو دهلوى مانند « دولرانى و خضرخانى » و قران سعدين و مفتاح الفتوح تحت تأثير وقايع محلّى هند ساخته شده ولى دستهيى ديگر نظيرسازى و تقليديست از پنج گنج نظامى . در آثار خواجو و على الخصوص سلمان نيز آثار تقليد از نظامى همهجا به قوت لايح و آشكار نيست