ذبيح الله صفا

291

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

فاضل اسفراينى ( تاج الدين محمد بن محمد بن احمد مستوفى بسال 684 ) از كبار مؤلفان ادبى در قرن هفتم بر همين كتاب المصباح شرحى جامع بنام « المفتاح » ترتيب داد و سپس اختصارى از آن پديد آورد بنام « الضّوء » . فاضل اسفراينى كتاب معتبر ديگرى در نحو دارد بنام « اللباب فى علم الاعراب » كه آن را در يك مقدمه و چهار قسم نوشت : ( اول در اعراب ، درم در معرب ، سوم در عوامل ، چهارم در مقتضى اعراب ) . كتاب اللباب شامل خلاصه‌يى از بحثهاى متقدمان با الفاظ بليغ روان و در عين حال از كتابهاى دشوار در فن نحو است و به همين جهت شرحهايى بر آن نوشته شد كه از همه مهمتر كتاب « العباب » است از نقره كار ( سيد جمال الدين عبد اللّه بن محمد حسينى متوفى بسال 776 ) كه در سال 735 از تأليف آن بپرداخت . نقره كار شرحى بر شافيهء ابن حاجب هم دارد . وى نيز از جملهء علماى ايرانى قرن هفتم و هشتم است كه جلاء وطن كرد و در حلب رحل اقامت افگند و همانجا بتدريس اشتغال داشت و علاوه برين از جملهء مشايخ تصوف در آن ديار شمرده مىشد « 1 » . مير سيد شريف جرجانى ( على بن محمد بن على استرابادى ) ( 740 - 816 ) از علماى جامع قرن هشتم و نهم و از كسانيست كه بايد او را خاتم علماى اين دوره محسوب داشت . وى كه در علوم مختلف داراى تأليفاتست از مؤلفان بزرگ صرف و نحو نيز شمرده مىشود . هنگامى كه شاه شجاع در سال 779 در استراباد بود او را ملاقات كرد و با خود بشيراز برد و در مدرسهء دار الشفاء كه از ابنيهء او بود بتدريس گماشت و چون امير تيمور گوركان شيراز را فتح كرد سيد را بسمرقند فرستاد و او بعد از مرگ امير باز بشيراز برگشت و همانجا درگذشت . از تأليفات مهمش در صرف و نحو يكى حاشيه بر « شرح رضى » است كه پيش ازين نام برده‌ايم و ديگر شرحى كه به فارسى بر كافيهء ابن حاجب نوشت ؛ ديگر « صرف مير » به فارسى كه از كتابهاى مختصر و مشهور در علم

--> ( 1 ) - شذرات الذهب در ذيل حوادث سال 776 ؛ كشف الظنون ستون 1545 ؛ فهرست كتابخانهء سپهسالار ج 2 ص 369 - 370 .