ذبيح الله صفا

288

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

معلمان فن عربيّت بوده است و حتى عالمان فن از ساختن منظومه‌هايى نيز براى سهولت كار محصلان خوددارى ننموده و سپس شارحان از شرح كردن آنها و نوشتن حواشى بر آن شرحها غافل ننشسته‌اند . از ميان منظومه‌هايى كه در بيان مبانى علم صرف و نحو ساخته شده يكى الفيهء ابن معطى ( از يحيى بن عبد المعطى متوفى بسال 628 ) است در نحو و بعد از آن الفيهء ابن مالك است موسوم به « الخلاصه » از جمال الدين ابو عبد اللّه محمد بن عبد اللّه طائى ( م 672 ) كه بدين بيت شروع مىشود : قال محمد هو ابن مالك * احمد ربّى اللّه خير مالك برين كتاب بسبب رواجى كه در مدارس داشت شرحهاى متعدد نوشته شد . نخست پسر ابن مالك يعنى بدر الدين ابو عبد اللّه ( م 686 ) آن را شرح كرد و شرح او معروفست به « شرح ابن المصنف » كه خود چندين حاشيه بر آن نوشته شده است ، و سپس شرحهاى ديگرى پديد آمد مانند شرح ابن امّ قاسم ( حسن بن قاسم مرادى متوفى بسال 749 ) و شرح ابن عقيل ( ابو محمد عبد اللّه بن عبد الرحمن متوفى بسال 769 ) و غيره . از منظومه‌هاى مهم ديگر وافيه در نحو است از ابن حاجب ( جمال الدين ابو عمرو عثمان بن عمر مالكى 570 - 646 ) . وى از مشاهير علماى قرن هفتم هجريست و مدتها در جامع دمشق تدريس مىكرد . وافيهء او در حقيقت نظمى است از كتاب معتبرش « مقدمة فى النحو » مشهور به « كافيه » . وى غير ازين كتاب مقدمه‌يى مختصر در علم صرف دارد بنام شافيه و كتابى ديگر بنام الايضاح در شرح كتاب مفصّل زمخشرى . آثار ابن حاجب بسبب اهميتى كه كسب كرد از كتب معتبر درسى محسوب شد و بر آنها شرحها و حاشيه‌هاى متعدد نوشتند و بخصوص در جانب ايران انتشار آثار ابن حاجب و شروح و حواشى آن بسيار بوده است . كتاب كافيه را همچنانكه گفتيم ابن حاجب خود بنظم درآورد و « وافيه » ناميد و خود بر آن شرحى نوشت . بعد از آن ميان شرحهاى متعدد اين كتاب بايد « شرح رضى » را نام برد .