ذبيح الله صفا
272
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
درگذشت . وى اصلا از اهل بلخ و منسوب به اورميه بود و مدتى در بغداد و تبريز بسر مىبرد و در بغداد در خدمت مستعصم خليفهء عبّاسى و سپس عطا ملك جوينى و شرف الدين هارون اعتبار فراوان يافت چنان كه در عهد عطا ملك و شرف الدين هارون ديوان انشاء بغداد را اداره مىكرد و رتبت منادمت داشت ليكن بعد از مرگ عطا ملك و قتل شمس الدين صاحبديوان روزگار ازو برگشت و گرفتار وام و تنگدستى شد و آخر كار براى سيصد دينار وام كه بر گردن داشت در بغداد بزندان افتاد و چنان كه گفتيم بسال 693 در حبس درگذشت « 1 » . وى در فقه و ادب و خط و انشاء و علوم رياضى و موسيقى و نواختن عود و آلات ديگر موسيقى يد بيضا مىنمود و از وجودهاى استثنائى عهد خود بود و مخصوصا در موسيقى علمى اهميت و اعتبار فراوانى كسب كرده و همواره بدين فن مشهورست . از جملهء آثارش در موسيقى يكى كتاب « ايقاع » است به فارسى كه يك بار بتركى و يك بار به عربى ترجمه شد « 2 » . كتاب معروف ديگرش كه از امّهات كتب موسيقى شمرده شده است « الرسالة الشرفية فى النسب التأليفية » يا « كتاب الموسيقى » است كه باسم شرف الدين هارون تأليف شد . كارادوو « 3 » منتخبى از آن را در مجلهء آسيايى ( J . A . ) با توضيحات به زبان فرانسوى ترجمه كرده است . كتاب ديگرش در موسيقى « الادوار » است كه آن را پيش از فتح بغداد بدست هولاگو يعنى در عهد خلافت المستعصم نوشت و چند بار به فارسى ترجمه و شرح شد كه از آن جمله است شرح يحيى بن احمد كاشى موسيقىدان معاصر شاه شيخ ابو اسحق اينجو ( 721 - 758 ) به فارسى كه بدستور پادشاه مذكور ترتيب يافت . شرح ديگر بدست عبد القادر عيسى مراغى بنام زبدة الادوار ترتيب داده شد . مولانا مباركشاه دانشمند قرن هشتم شرحى از آن به عربى براى شاه شجاع پادشاه مظفّرى ( م 786 ) تنظيم كرد و شرح عربى ديگرى از فخر الدين خجندى از آن كتاب در دست است « 4 » .
--> ( 1 ) - الكتبى ، فوات الوفيات ج 2 ص 39 - 40 ( 2 ) - فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه ج 3 ص 106 ( 3 ) - Carra de Vaux ( 4 ) - فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه ، ج 3 ، آقاى دانشپژوه ، ص 106 - 107