ذبيح الله صفا
258
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تا آنجا كه زياده از چهارصد هزار جلد كتاب در آن گرد آمد و براى رصد منجمان و فيلسوفان را به كار گماشت و اوقافى براى آن مقرّر ساخت » « 1 » . كتبى سخن خود را دربارهء مبناى رصدخانهء مراغه به نحوى دنبال مىكند كه معلوم مىشود ابتكار اين عمل از خواجه بود نه از هلاگو . خلاصهء سخنش چنين است كه چون خواجه پيشنهاد بناى رصدخانه بهولاگو كرد خان از وى فايدهء اين عمل را پرسيد و گفت آيا به يارى آن مىتوان از حوادث مقدّر پيشگيرى كرد ؟ خواجه گفت درينباره مثلى مىزنم : خان فرمان دهد تا كسى برين مكان بالا رود و بىآنكه هيچكس آگاه باشد طشتى بزرگ از مس را به زمين افگند . خان فرمان داد و چنين شد . همه از آواى مهيب طشت بوحشت افتادند مگر خان و خواجه زيرا ازين امر اطلاع داشتند . پس خواجه گفت فايدهء علم نجوم نظير همينست چه آدمى حوادث را از پيش مىداند و براى او بيم و وحشتى كه نتيجهء جهل است حاصل نمىشود . بدين تدبير خان بساختن رصدخانه رضا داد « 2 » . اين گفتار يك حيرت تاريخى را از ميان مىبرد و معلوم مىدارد اين ابتكار علمى محصول انديشهء يك ايلغارگر نيم وحشى نبود بلكه نتيجهء درخواست و آرزوى منجمى بود كه از ساليان پيش به كار رصد ميل و در آن شهرت داشت . باز كتبى از قول شمس الدين بن المؤيّد العرضى نقل مىكند كه خواجه متولّى جميع اوقاف ممالك هولاگو بود و در هر شهر نايبى براى بهرهبردارى از اوقاف آن داشت و عشر آن را مىگرفت و به مصرف جامگى ( اجرت ) مقيمان رصدخانه و تهيهء وسايل رصد مىرسانيد و مسلمين خاصه شيعه و علويان و حكما و جز آنان را ازو بهرهء وافى بود ، بدانان نيكى مىكرد و بكارهايشان مىرسيد و اوقاف آنانرا حمايت مىنمود « 3 » . . . و نيز
--> ( 1 ) - فوات الوفيات ، مصر 1951 ، ج 2 ، ص 307 - 308 ( 2 ) - كتبى ، فوات الوفيات ج 2 ، ص 308 ( 3 ) - فوات الوفيات ج 2 ص 310